08 November 2009

قيام 13آبان، اعتلاى انقلاب دموكراتيك مردم ايران - مسعود رجوى


با درود و تهنيت به هستهها و نيروهاى انقلاب دموكراتيك،
حكمت قيام را بنگريد كه چگونه روزهاى عوام فريبى و دجاليت را كه خمينى براى بقا و دوام نظام ولايت ساخته بود، يكى پس از ديگرى بر سر بقاياى او خراب مىكند. و اكنون پس از روز دجالانه قدس به روز گروگانگيرى و مبارزه آخوندى با استكبار جهانى راه برده است!
در روز قدس مردم ايران به ميدان آمدند و گفتند و بهروشنى گفتند: «نه غزه، نه لبنان- جانم فداى ايران». يعنى كه دجاليت و صدور تروريسم و ارتجاع و نعرههاى «قدس از طريق كربلا» به پشيزى نمىارزد و ديگر اثر ندارد. چنين بود كه روز قدس بر سر رژيم خراب شد.

امروز هم در روز گروگانگيرى و جفتك اندازى در برابر «استكبار جهانى» براى سرپوش گذاشتن بر خفقان و سركوب داخلى و براى چانه زنى و استمالت خواهى بينالمللى، كه در فرهنگ لغت رژيم ولايت «امدادهاى غيبى» خوانده مىشود، مردم و جوانان بىباك و بيم، «عمود خيمه» ارتجاع و ديكتاتورى را نشانه گرفتند. تصوير منحوس ولىفقيه را پايين كشيدند و در همه جا با شعار «مرگ بر ديكتاتور» به جهانيان اعلام كردند: «خامنهاى قاتل است- ولايتش باطل است». چنين بود كه روز مبارزه با استكبار هم بر سر رژيم خراب شد و به طناب دار ديگرى تبديل گرديد. اين است مكافات اجتماعى و تاريخى دجاليت و سرقت حاكميت يك ملت.

بهراستى كه امروز در همه جاى ايران، از تهران تا شيراز و مشهد و اصفهان، از تبريز تا كرمانشاه و اراك و كاشان، از رشت تا بندرعباس و اهواز و زاهدان، از اروميه تا بروجرد و خرمآباد و لاهيجان، از قزوين و ايلام تا همدان، نقطه اعتلاى قيام و انقلاب دموكراتيك مردم ايران، رقم خورد:
با لگدكوب كردن تصوير ولىفقيه ارتجاع.
با شعارهاى اشرفنشان همچون: «مرگ بر ديكتاتور»، «مىجنگيم، مىميريم، ايرانو پس مىگيريم».
با شركت تعيين كننده جوانان آزاده و مبارز و مجاهد.
با سازماندهى چشمگير دانشجويان پيشتاز در سال تحصيلى جديد.
با تاكتيكهاى جديد از قبيل پراكندگى و نرفتن در مسيرهاى تعيين شده از سوى رژيم.
با جايگزين كردن نوبهيى نفرات تازه نفس به جاى نفرات خسته و مضروب يا مجروح.
با استمرار تظاهرات از صبح تا آخر شب و فرسوده كردن قواى دشمن.
با شكستن دوربينهاى جاسوسى نيروى سركوبگر انتظامى.
با معين كردن پيشاپيش راههاى فرار و امداد رسانى
با زنانى كه همچون اشرفيان براى حفاظت و نجات مردان زنجير مىبستند يا به مقابله با مزدوران مىپرداختند.
با همبستگى و هميارى شورانگيز ميهنى از جانب همه اقشار مردم از مغازهداران تا رانندگان اتوبوسها و درهاى باز خانهها براى پناه دادن جوانان براى ممانعت از دستگيرى و نجات آنان از دم تيغ دژخيمان.

همه چيز حكايت از يك عزم فراگير ملى براى سرنگونى رژيم منفور ولايت و رسيدن به آزادى و حاكميت ملت داشت. از صبح تا ساعتهاى آخرشب صدا مىآمد كه: «تجاوز، جنايت- مرگ بر اين ولايت». هيچ رنگ و بويى از حفظ يا اصلاح رژيم اصلاح ناپذير در ميان نبود. جهانيان صداى درهم شكستن طلسم ولايت را به وضوح شنيدند و پيام سرنگونى استبداد دينى و پيروزى محتوم ملت ايران را با رود خروشان شهيدانش دريافتند.

مبارك! اعتلاى انقلاب دموكراتيك مردم ايران در قيام 13آبان مبارك!
شگفتا كه در همين وانفسا و در همين روز 13آبان، رئيس مجلس ارتجاع در بغداد فرود مىآيد و در آستانه انتخابات پارلمان عراق اعلام مىكند براى «حمايت از روند دموكراسى در عراق» سر رسيده است! سرضرب به تعريف و تمجيد از دولت عراق براى سركوب مجاهدان اشرف مىپردازد و سپس مىگويد كه اين دولت «گامهاى زيادى در مقابل سازمان تروريستى خلق برداشته است». اما اين كافى نيست و درد ما را دوا نكرده است. از اين‌رو «اين سازمان نبايد در خاك عراق باشد». «اكثر كسانى كه در اين گروهك حضور دارند، مجرم هستند و بايد به ايران مسترد شوند و فكر مى‌كنيم تعلل در اين زمينه براى كشور عراق خوب نباشد». همچنين مىافزايد: «در حال حاضر نيز ما بر اين نظريم كه كشور عراق احتياج به امنيت پايدار دارد».

بهراستى تماشايى است! در حالى كه فريادهاى مرگ بر ديكتاتور در خيابانهاى تهران و شهرهاى ايران، عالمگير شده، سرپاسدار مجلس ارتجاع، براى حمايت از «روند دموكراسى در عراق» به بغداد رفته و راهحل را در استرداد مجاهدان محصور در اشرف جستجو مىكند. خط و نشان هم مىكشد كه اگر در اين زمينه تعلل شود، براى عراق خوب نيست و لابد نيروى تروريستى قدس در بغداد آماده قيام (!) است و ترورها و انفجارهاى زنجيرهيى ديگرى در آستين دارد.

از قرار، تعداد ديگرى از مزدوران اطلاعات و خانه شاگردان انجمن نجات نظام را هم با خود به هتل منصور آورده‌است تا در پوشش خانوادههاى مجاهدين، پشت در قرارگاه اشرف، اشك تمساح بريزند و با آب ديده، سوز دل ناشى از شكستن شاخ ولايت در حملههاى مرداد و درگروگانگيرى از اشرف را فرو بنشانند.

بهنام نامى ملّت ايران و مجاهدان اشرفى و اشرفنشان، به ولىفقيه و سرپاسدار باد و بلوف در مجلس ارتجاع مىگويم: غلطهاى اضافه، نشسته پارس كردن و لقمه‌هاى بزرگتر از دهان براى طلسم شكستگان ولايت، ممنوع است!
ما گر ز سر بريده مىترسيديم، 40سال نمىجنگيديم و30سال بر دهان نظام جهل و جنايت نمى‌كوبيديم.

تا آنجا هم كه به مردم و نيروهاى ميهن پرست عراقى مربوط مىشود، خودشان حرفشان را زدهاند. همه ناظران مىگويند كه لاريجانى از ترس اتحاد بزرگ عراقيان در «جبهه ملى عراق» كه بهتازگى تشكيل شده است، از ترس برخاستن يك آلترناتيو عراقى در برابر دست نشاندگان رژيم آمده است تا شعبه ولايتفقيه در حكومت كنونى عراق را با سپاه 9 بدر و مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق ادغام كند و مانند 4سال پيش، با تقلّب و نيرنگ و با دلارهاى نفتى و ترور و انفجار، معجون مورد نظر خود را بهدست بياورد و تحميل كند.

از اين پيشتر 5ميليون و 200هزار تن از مردم عراق و هم‌چنين 3ميليون از شيعيان اين كشور حرف خود را داير بر ضرورت خلع يد از رژيم ايران در عراق زده بودند. آرامش و صلح و امنيت و دموكراسى و پيشرفت اقتصادى و اجتماعى در عراق مفتاحى جز اين نداشته و ندارد. هر چيز غير از اين، حرف مفت است و رايگان، يا سرپوش گذاشتن عمدى بر حقيقتى كه مردم عراق هر روز با گوشت و پوست و استخوان آزمودهاند.

ساعتى پيش خبر رسيد كه يكصد نماينده مجلس عراق لاريجانى را تحريم كردند و او را نماينده اشغالگرى رژيم ايران در عراق دانستند و اعلام كردند دستور كار او در عراق، ادغام و پشتيبانى دو ائتلاف مورد تاييد رژيم ايران در انتخابات عراق است. اين نمايندگان از رئيس مجلس عراق خواستند فهرستى از دخالتهاى رژيم ايران در امور سياسى و امنيتى عراق را جلو لاريجانى بگذارد.

شنبه گذشته، نيروهاى ميهن پرست عراقى تأسيس جنبش ملّى عراق را به رهبرى دكتر علاوى و دكتر مطلك جشن گرفتند. جريانها و شخصيتهاى برجسته سياسى ديگر مانند طارق الهاشمى نايب رئيسجمهور، رافع العيساوى، ظافر العانى و جمال الكربولى و بسيارى ديگر، اعلام كردند كه با اين جنبش در چارچوب جبهه ملى عراق، متحد مىشوند. اين اتحاد نقشه سياسى عراق را تغيير مى‌دهد و بر آينده اين كشور روح اميد مىدمد. اياد علاوى گفت: «عراق زير خاكستر رفته بايستى برخيزد و عزت و امنيت خودش را محقق كند». مطلك نيز گفت: «بر اين كشور فجايع پشت فجايع فرود آمد. عراق را تجزيه كردند. تاروپود مردم زخم ديده ما را از هم دريدند. فرهنگ سهميهبندى و طائفهگرايى و پناه گرفتن در آغوش بيگانگان را وارد كردند. همان بيگانگانى كه در همه چيز ما در عراق دخالت كردند. كنترل خود را بر هرم تصميم گيريهاى سياسى و حتى بر لقمه نان شهروندان عادى تحميل كردند. خون عراقيان بهوفور به زمين ريخت و رنگ زمين و آب را تغيير داد» اما «امروز، سحرگاهان جديدى آغاز شده و تاريكى براى هميشه رخت بر بسته است».

در همين مراسم، يكى از ميهن پرستان عراقى حرف دل هموطنانش را اين چنين بر زبان راند:
«
من شاعر نيستم و نمىدانم چگونه اين بيت شعر را نوشتم:
با نيروهايشان آمدند
و همه چيز بهجز اراده مردم ما را نابود كردند.
گفتند كه عراق نابود شد
و ما گفتيم چگونه طلايى كه سازندهاش مردم باشند از بين مىرود»

بهنظر مىرسد كه سرپاسدار مجلس رژيم كه به عراق رفته تا شعبههاى فروپاشيده ولايت را از نو به سيخ بكشد، نه در ايران و نه در عراق، سحرگاهان تازه و اراده طلايى خلقهاى در زنجير و بهپا خاسته را هرگز درنيافته است. عراق را مستعمره ولايت مىداند كه هيچ قاعده و قانونى جز قانون جنگل نبايد بر آن حاكم باشد. انگار آمريكا اين كشور را گرفته كه آن را دو دستى براى از هم دريدنش به گرگ ولايت تقديم كند!

درست در شرايطى كه پوزه نظام در حمله به اشرف و در گروگانگيرى به خاك ماليده شده و بايد قاچ زين را بچسبد، خيز اسب سوارى برداشته است.

در حالىكه مركب فراخوان ملل متحد در هفته گذشته درباره حفاظت از ساكنان اشرف «در برابر كوچ اجبارى، اخراج يا بازگرداندن اجبارى آنها به ايران» -كه بر خلاف اصل نانرفولمان و قوانين بينالمللى است- خشك نشده، متقاضى استرداد مجاهدان اشرف است.

جل الخالق! كه تا كجا مثل سگ، از مجاهدين و اشرف، مىترسد.
راستى كه از اين بهتر نمىشد رابطه اشرف و مجاهدين را با قيام عيان كرد. همان چيزى كه قبل از هر كس و بيش از هركس رژيم مىفهمد و در خيابانها مىبيند و حس مىكند. در غيراينصورت هيچ نيازى نبود كه خامنهاى در دهم اسفند ماه گذشته، سه ماهونيم قبل از انتخابات نامشروع رياست جمهورى رژيم، به زبان خودش توافق دو جانبه نامشروع و خائنانه با دولت كنونى عراق براى سركوب مجاهدين را علنى و اعلام كند.

اينكه لاريجانى، بهعنوان رئيس مجلس آخوندها و بهعنوان بالاترين مسئول پرونده عراق و مجاهدين در اين رژيم، سرانجام ناگزير مىشود خواسته و حرف اصلى فاشيسم دينى حاكم بر ايران را در عراق بالا بياورد، و اينكه بعد از تشويق بهخاطر جنايت عليه بشريت و گامهايى كه بخش ولايتفقيه در دولت عراق در محاصره و سركوب و كشتار مجاهدين برداشته، رك و پوست كنده در تعارض آشكار با قوانين و كنوانسيونهاى بينالمللى، خواستار استرداد آنها مىشود و به تهديدهاى تروريستى هم در اين زمينه مبادرت مىكند، به روشنى نشان مىدهد در شرايطى كه مجاهدين مسلح نيستند و در 7سال اخير تماماً محصور و تحت كنترل بودهاند، هدف از همه محدوديتها و محاصره و قطع سوخت و ارزاق، هدف از ممانعت از ورود خانوادهها و وكلا و خبرنگاران و هيأتهاى بينالمللى، هدف از لجنپراكنى و سانسور در تلويزيون حكومتى عراق عليه مجاهدان اشرف، هدف از دروغپردازيهاى ديوانهوار يك دوجين مشاور و مقام امنيتى، هدف از بهكار گرفتن بريده مزدوران براى زمينهسازى و توجيه كشتار اشرفيان، هدف از تحت فشار قراردادن و تهديد و تطميع و گروگان گرفتن خانواده‌ها براى اينكه به سبّ و لعن فرزندان و خويشاوندان خود تن بدهند و مخصوصاً هدف از هرگونه جابهجايى مجاهدان شرف در داخل عراق، هيچ چيز جز سركوب و انهدام نيروى محورى اپوزيسيون ايران و جز زدن و بستن و استرداد و كشتن مجاهدين نبوده و نيست. مگر اينكه مجاهدين در برابر اين رژيم زانو بزنند و پرچم ندامت و تسليم بالا ببرند. چيزى كه خمينى آرزوى آن را به گور برد و سوگند مىخورم كه خامنهاى هم آن را به گور خواهد برد.

بهعنوان كسى كه فرمان داده است، رزم آوران ارتش آزادىبخش ملى ايران 20هزار قطعه سلاح و 20هزار تن مهمات خود را به ازاى حفاظت تا تعيين تكليف و فرجام نهايى توسط نيروهاى آمريكايى به آنها تحويل بدهند، و بهعنوان كسى كه در 7سال اخير بى‌مبالغه بيش از 70 بار با همه اشرفيان اتمام حجت كرده است كه اگر تحمل شرايط سخت را ندارند، با برخوردارى از كمكهاى بىدريغ مجاهدين و شوراى ملى مقاومت ايران بهدنبال زندگى خود بروند، بار ديگر يادآورى مىكنم كه ما با احترام به حاكميت عراق و حاكميت همه كشورهايى كه اعضا و پشتيبانان و هواداران مجاهدين و مقاومت ايران در آن‌جا بهسر مىبرند، تا آخرين نفس خود بر حقوق قانونى خود ايستادهايم. قيمت آن را پرداختهايم و باز هم هر چه سخت و سنگين باشد مىپردازيم. اگر عراق كشور قانون و دموكراسى است هيچ مشكلى در ميان نيست اما اگر مستعمره ولايتفقيه و تابع قانون جنگل است، بگذار مردم اين كشور و همه جهانيان ببينند و بدانند. تكرار مىكنيم كه اگر ديكتاتورى حاكم بر ايران مىخواهد جنگ خود را به اشرف صادر كند، اگر مىخواهد فشارهاى خردكننده‌يى را كه از بابت قيام و نارضايتى انفجارى مردم ايران بر آن وارد مىشود با فرار به جلو در اشرف تخليه كند، ما بر حقوق قانونى خود استواريم و مسئوليت تمامى عواقب برعهده اين رژيم و مزدورانش در عراق است.

مجاهدان اشرف از طرح دولت كنونى عراق براى انتقال به كشور ثالث در كشورهاى عضو اتحاديه اروپا يا ايالات متحده آمريكا استقبال نموده و به آن ملتزم شدهاند؛ مشروط بر اينكه مسأله داراييها و اموال آنان در اشرف كه تماماً حاصل هزينهها و كار 23ساله خود آنهاست و بيش از 200ميليون دلار است طبق نظريه حقوقدانان بينالمللى براساس مواد 52 و 53 كنوانسيونهاى لاهه حل و فصل شود.
تا آن زمان، براى جلوگيرى از فاجعه انسانى ديگرى مانند جنايت عليه بشريت در روزهاى 6 و 7مرداد در اشرف، و براى ممانعت از چنگ انداختن رژيم ايران و درخواست جنايتكارانهيى كه رئيس مجلس اين رژيم امروز آن را در رابطه با دولت عراق برملا كرد، تنها راه مؤثر، حفاظت بينالمللى و بهرسميت شناختن يك موقعيت حقوقى خاص و موقت براى اشرف است تا از اساس ميدانى براى فشارها و دخالتها و جنايتهاى ديكتاتورى سياه حاكم بر ايران باز نباشد.

بنابراين در پى درخواست غيرقانونى و جنايتكارانه لاريجانى، تا انتقال مجاهدان اشرف به كشورهاى عضو اتحاديه اروپا يا ايالات متحده آمريكا كه مجاهدان اشرف را محصور و بلادفاع گذاشته است؛
اولاً- اذعان ملل متحد به ممنوعيت هرگونه جابهجايى اجبارى ساكنان اشرف در داخل عراق بهعنوان افراد حفاظت شده، بسيار ضروريست.
ثانياً-حداقل انتظار از نيروهاى آمريكايى اين است كه عدم حمله و خشونت و جابهجايى ساكنان اشرف را در داخل عراق تا پايان سال2011 ميلادى تضمين كنند.
ثالثاً- دولت عراق بايد التزام خود را به حقوق ساكنان اشرف طبق قطعنامه 24آوريل2009 پارلمان اروپا تا زمان انتقال به ايالات متحده ياكشورهاى عضو اتحاديه اروپا اعلام كند.
بهنظر مىرسد ولىفقيه ارتجاع و سرپاسدار مجلس نامشروع او، بهخصوص از يكى از بزرگترين افشاگريهاى مقاومت ايران درباره پنهانكاريهاى هستهيى رژيم، كه ديروز در فرانسه صورت گرفته و با وسيعترين بازتاب بينالمللى همراه بوده است، قالب تهى كردهاند. ضربه هستهيى، بسيار مؤثر بوده و خون جلو چشم آنها را گرفته است.

ديروز خامنهاى كماكان بر طبلهاى دجاليت مىكوبيد و از آمريكا مىخواست «دست از استكبار بردارد» و «دست برداشتن از فعاليت هستهيى» يعنى دست برداشتن رژيم از بمب اتمى را درخواست نكند. خامنهاى مىگفت «با هيچ وسيلهيى نخواهند توانست… ما را به عقب‌نشينى وادار كنندو به اين غائله‌هايى هم كه بعد از انتخابات پيش آمد، دل خوش نكنند».

هر كس كه مختصر آشنايى با سياست عملى و پراگماتيك آمريكا و كشورهاى اروپايى در اين ساليان داشته باشد، بهروشنى مىداند كه از آنان تاكنون جز نرمش و استمالت و مدارا به رژيم چيزى نرسيده است. والا، اين رژيم تاكنون بهحساب ملت ايران بر اريكه قدرت و جرم و جنايت باقى نمىماند و اينچنين در سركوب ملت ايران و در صدور تروريسم و ارتجاع يا در زمينه اتمى افسار نمى‌گسست.

دو سال و اندى پيش، در تيرماه 86، گفته بوديم كه «از عهد قاجاريه تا امروز هيچ حكومتى در ايران، بالفعل بهاندازه حكومت آخوندى، موردحمايت كشورهاى غربى نبوده است. آنچنانكه مخالفانش را وكالتا سركوب و بمباران و خلع سلاح و محصور و محدودكنند.

شگفتا كه رژيم آخوندى نعرههاى «ضد استكبارى» مىكشد اما تاوان عملى آن را ما پس مىدهيم!…
در روز روشن در استانبول و رم و ژنو و پاريس و برلين و وين ترور مىكند، شگفتا كه مجاهدين و مقاومت ايران برچسب تروريستى مىخورند!
مرحبا به دلارها و يوروهاى نفتى كه ابعاد ميلياردى آن بهروشنى نشان مىدهد هيچ حكومت دستنشاندهيى در تاريخ ايران بهاندازه حكومت آخوندى، منابع و عايدات كشور را به تاراج نداده است».

از اين‌رو به خامنهاى كه خالى بنديهاى او لو رفته است بايد گفت، آن كس كه شيخ را، همچون شاه، به عقب مىنشاند، درهم مىشكند و سرنگون مىسازد؛ هرگز اين يا آن دولت خارجى نبوده و نيست. اين، تنها و تنها، كار مردم ايران و برعهده فرزندان رشيد و اشرفنشان مردم ايران است كه تاريخ را با رنج و خونشان مىنويسند و با گوشت و پوست و استخوان خود تغيير مىدهند.

همچنانكه رئيسجمهور برگزيده مقاومت ايران براى دوران انتقال حاكميت به مردم ايران بارها گفته است، ما نه از كسى پول مىخواهيم و نه سلاح، تنها مىخواهيم كه بين ما و رژيم بى‌طرف باشند و راهبندهاى آزادى را كه پيش‌پاى ملت ما و مقاومت ما گذاشتهاند، بردارند.

پايدارى پرشكوه اشرفيان و جوانان دلير اشرفنشان گرامى باد
رود خروشان خون شهيدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادى ايران ضامن پيروزى محتوم خلق ماست

مسعود رجوى
1388 آبان  13

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen