30 November 2009

بیانیه دکتر خوان گارسه، مشاور سیاسی سالوادور آلنده، رئیس جمهور فقید شیلی و وکیل مدافع مجاهدان اشرف

دوشنبه, ۰۹ آذر ۱۳۸۸ | ۳۰ نوامبر ۲۰۰۹

دادگاه مرکزی تحقیق شماره ۴ دادگاه ملی اسپانیا حکم کرد که ساکنان اشرف از حفاظت کنوانسیونهای ژنو برخوردارند
روز ۲۶ نوامبر، دادگاه مرکزی تحقیق شماره ۴ دادگاه ملی اسپانیا، در حکمی براساس اصل صلاحیت بین المللی که درکنوانسیونهای ژنو پایه ریزی شده، صلاحیتش را برای تحقیق پیرامون جنایات مرتکب شده در روزهای ۲۸ و ۲۹ ژوئیه علیه ساکنان کمپ اشرف، محل استقرار ۳۴۰۰ تن اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، اعلام کرد. تصمیم دادگاه مبتنی براین واقعیت است که حمله علیه اشرف که منحر به کشته شدن ۱۱ تن و مجروح شدن صد ها تن گردید، می تواند مبین نقض کنوانسیون های ژنو باشد و باید مورد تحقیق قرار گیرد.
حکم دادگاه، که براساس کنوانسیون ژنو اتخاذ شده است، ساکنان اشرف را بعنوان افراد حفاظت شده تحت کنوانسیون ژنو برسمیت می شناسد.
 تصمیم دادگاه، بدنبال شکایت خانواده های ساکنان اشرف علیه مقامات عراقی اتخاذ شد که در نقض کنوانسیونهای ژنو مسئول جنایات صورت گرفته علیه اقوامشان می باشند.
دکتر خوان گارسه این تصمیم قضایی را بعنوان یک قدم مهم حقوقی در به رسمیت شناخته شدن بین المللی استاتوی ساکنان اشرف براساس کنوانسیونهای ژنو توصیف کرد. وی اضافه نمود اکنون زمان آن است که دولت عراق و دیگر نهادها و طرف های درگیر، با حسن نیت، حقوق ساکنان اشرف را براساس کنوانسیون چهارم ژنو مورد احترام قرار دهند.
شکایت ثبت شده همچنین به نقش رژیم ایران در اعمال فشار به دولت عراق و همچنین طرح آن برای نابود کردن مجاهدین اشاره می کند.
دادگاه دستور داد که یک نیابت قضایی به مقامات عراق ارسال شود که ببیند آیا یک تحقیقات قضایی موثر در مورد جنایات مرتکب شده علیه ساکنان اشرف در عراق جریان دارد یا نه.

29 November 2009

تشدید شقه در رأس حکومت آخوندی و تشدید بحران درونی نظام

کروبی در مصاحبه یی شکنجهها و جنایات خامنهای در زندانها را بدتر و وحشیانهتر و بیشتر از زمان شاه توصیف کرد و گفت: برخوردی به این وسعت از وحشیگری و خشونت و این که به شدت زن‌ها را زدند، پیرها را زدند و به راحتی می‌زدند برایم تازگی داشت. در زمان شاه به این راحتی نمی‌زدند.
 وی که با شبکه ۲ تلویزیون هلند مصاحبه میکرد، افزود: «من فکر نمی‌کردم اینطور برخورد بشود… بخش اعظم ناراحتی من برای جامعه است. چون احساس کردم مردم برای تغییر آمدند و نشد. البته طبیعی است که مردم سرانجام به نتیجه مطلوب که خواست‌های مشروع قانونی‌شان است خواهند ‌رسید.
  پاسدار جعفری، سرکرده سپاه پاسداران، نگرانی ولی فقیه ارتجاع از خیزشهای اجتماعی و دستورات او به سپاه برای سرکوب اعتراضات جامعه را برملا کرد. به گزارش خبرگزاری حکومتی ایران(۵آذر۸۸) او گفت: تا پیش از این عمدتاً وظیفه بسیج در حوزه نظامی تعریف میشد، اما اکنون با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری که مبارزه با تهدیدات نرم را از وظایف بسیج عنوان کردند، این مقابله به حوزههای سیاسی، علمی، ارزشی و تهدیدات باورهای اعتقادی انقلاب اسلامی معطوف شده است. وی که در جمع مزدوران بسیجی سخنرانی میکرد، افزود: حوزه فعالیت بسیج محدودیت ندارد و هر اقدامی که برای حفظ انقلاب اسلامی نیاز است در زمینه غیرنظامی به بسیج مربوط میشود.
جوادی آملی، امام جمعه رژیم در قم، از سمت امام جمعه کناره گیرد کرد و آن را در خطبه نمایش جمعه اعلام نمود.
به گزارش رسانههای حکومتی(۷آذر۸۸)، جوادی آملی پس از شرکت در نمایش جمعه قم، اعلام کرد «از این پس از ادامه حضور در نماز جمعه معذورم».
کنارگیری آخوند جوادی آملی که از نزدیکان به خامنهای محسوب میشد، حاکی از ادامه شکاف در میان آخوندهای حامی ولیفقیه است و بحران مرگبار دیکتاتوری آخوندی را بیش از پیش به اثبات میرساند.
سایت نوروز وابسته به جناح مغلوب رژیم، نوشت: پس از آیتالله امینی نوبت به آیت‌الله جوادی‌آملی رسید که کنارهگیری خود را از امامت نماز جمعه قم اعلام کند.
رفسنجانی در سخنرانی برای جمعی از نمایندگان مجلس رژیم، به آنها گفت سه و نیم میلیون نفر از مردم علیه رژیم آخوندی به خیابانها آمدهاند و دیگر به خانههایشان بر نمیگردند.
این مطلب را زاکانی، یکی از نمایندگان مجلس ارتجاع از باند ولیفقیه و از اعضای کمیته شش نفره مجلس که با رفسنجانی و کاندیداهای نمایش انتخابات ریاستجمهوری رژیم، به منظور چارهجویی بحران ملاقات کردهاند، فاش کرد.
این اظهارات رفسنجانی در منابع حکومتی، ازجمله سایت آینده (۱آذر۸۸) منعکس شده است.
زاکانی با اشاره به مذاکره کمیته مزبور با رفسنجانی گفت: «هاشمی در آن جلسه گفت شرایط جامعه سخت شده است و اکنون دانشجویان به جای روحانیت به گروههای مرجع جامعه تبدیل شده‌اند، این سه و نیم میلیون نفری که به خیابان آمده‌اند، به خانه‌هایشان برنمی‌گردند و بهتر است که خودمان به خواسته‌های آنها عمل کنیم…»
یکشنبه, ۰۸ آذر ۱۳۸۸ | ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹

28 November 2009

شكايت ساكنان اشرف از مقامهاى عراقى بهخاطر جنايت عليه بشريت از سوى دادگاه اسپانيا پذيرفته شد

حمله نيروهاي عراقي به شهر اشرف
حمله نيروهاي عراقي به شهر اشرف
شكايت ساكنان اشرف از مقامهاى عراقى بهخاطر جنايت عليه بشريت در روزهاى ششم و هفتم مرداد و حمله و كشتار افراد حفاظت شده تحت كنوانسيون چهارم ژنو از سوى دادگاه اسپانيا پذيرفته شد.

دادگاه مركزى تحقيق در اسپانيا در حكم خود تصريح كرد براى رسيدگى به شكايت پيرامون حمله به ساكنان اشرف و ضرب و شتم و تيراندازى بجانب آنان صلاحيت دارد.
حكم دادگاه بهرغم دعاوى دادستان كه استدلال كرده بود اين موضوع هيچ ارتباطى با اسپانيا ندارد صادر گرديد و در آن استدلال شده است كه فارغ از قوانين داخلى اسپانيا پايبندى به كنوانسيونهاى ژنو از ارجحيت برخوردار است و وقتى موضوع نقض اين كنوانسيونها در ميان باشد دادگاه از صلاحيت رسيدگى برخوردار است مگر اين كه ثابت شود در كشورى كه واقعه رخ داده است رسيدگى قضايى مؤثرى وجو دارد.

دكتر خوان گارسه حقوقدان برجسته بينالمللى، مشاور سياسى سالاوادور آلنده رئيسجمهور شيلى كه در كودتاى پينوشه بهشهادت رسيد و تا آخرين لحظات در كاخ رياست جمهورى در كنار آلنده بود وكالت مجاهدان اشرف را در اين دادگاه برعهدهدارد.
گارسه پيگرد قضايى پينوشه و كودتاچيان شيلى را هدايت كرده و نويسنده كتابها و مقالات متعدد حقوقى و سياسى است.

دكتر خوان گارسه در پى صدور حكم دادگاه مبنى بر قبول شكايت مجاهدين بهرسميت شناختن كنوانسيون ژنو در قبال مجاهدان اشرف را در يك دادگاه بينالمللى و در يك حكم قضايى صرفنظر از پروسه رسيدگى قضايى و حكمى كه نهايتاً صادر مىشود تا همينجا يكى از مهمترين دستاوردهاى شكايت خواند.

دكتر خوان گارسه گفت اكنون زمان آن فرارسيده است تا مقامهاى عراقى وادار شوند حقوق ساكنان اشرف را در چارچوب كنوانسيون چهارم ژنو درباره افراد حفاظت شده بهرسميت بشناسند و بيش از اين از مسئوليتهاى خود شانه خالى نكنند.

26 November 2009

افشای مزدوران و جاسوسان رژیم در آمریکا و مصادره آسمانخراش و بنیادهای متعلق به رژیم و ادامه رسوائیها

پنجشنبه, ۰۵ آذر ۱۳۸۸ | ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹
در پی افشای مزدوران و جاسوسان رژیم در آمریکا و مصادره آسمانخراش و بنیادهای متعلق به رژیم که توسط آنها اداره میشد، روزنامه واشنگتن تایمز تعداد دیگری از مزدوران رژیم را که با پوشهای مختلف مشغول به کار بودند معرفی کرد و خبر از تحت تعقیب قرار گرفتن برخی از آنها داد. بر طبق این گزارش  مرکز اسلامی ایران در پوتومک در ایالت مریلند بهرغم دعاویش که مستقل از بنیاد متعلق به رژیم است رابطه خود را با ایران نگه داشته است. این مرکز از سوی دولت آمریکا متهم به واریز کردن پول به رژیم ایران شده است.
واشنگتن تایمز (۱آذر۸۸)در ادامه این گزارش چند مزدور و آخوند وابسته به رژیم که تحت پوششهای مختلف مشغول پیشبرد خطوط رژیم هستند را افشاکرد ونوشت مقامات آمریکا میگویند بنیاد یک ارگان پوششی برای دولت ایران می باشد و درآمد آن که  ناشی از کرایه است به بانک ملی ریخته می شود که تحت تحریم آمریکا به خاطر روابط مظنونش با برنامه اتمی رژیم  ایران می باشد.
 به دنبال افشای مزدوران و جاسوسان رژیم در آمریکا و مصادره بنیاد متعلق به رژیم، نقش سفرای رژیم در سازمان ملل متحد در رأس این بنیاد افشا شد. طبق اطلاعات فاش شده  سفرای رژیم در سازمان ملل متحد در رأس بنیاد مصادره شده متعلق به رژیم  قرار داشتهاند و طی سی سال گذشته اقدامات تروریستی، لابیگری، جاسوسی و دزدی و قاچاق  را رهبری کردهاند.
در مقالهیی که توسط فوربز منتشر شد، نویسنده مقاله پس از اشاره به مسائل افشا شده و اقدام دادستان فدرال مبنی بر ضبط داراییهای بنیاد متعلق به رژیم در نیویورک، نوشت:  امر دیگری که در این میان نادیده گرفته شده نقش سفیران رژیم ایران در سازمان ملل می باشد.
این مقاله با اشاره به آسمانخراش مصادره شده متعلق به رژیم، نوشت:
به گفته بازپرسان، از سال ۱۹۹۱ سفیر رژیم ایران در سازمان ملل بطور واقعی در رأس این عملیات بوده و نقش یک راهنما در فعالیتهای این بنیاد داشته است.…کمال خرازی، سفیر وقت رژیم ایران  که بعداً در سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵ وزیر خارجه رژیم بود این بنیاد  را از سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۷ اداره کرد. این انتصاب به دستور خامنهای، رهبر رژیم و بدون اطلاع مقامات آمریکا صورت گرفت و در حالی بود که برخی مقامات رژیم به خامنهای هشدار دادند این انتصاب و دخالت خرازی در کار این بنیاد ممکن است رابطه این بنیاد با مقامات آمریکا را دچار مشکل کند، خرازی پس از انتصاب به ریاست بنیاد، هیأت مدیره را تعویض کرد و خودش در جلسات هیأت مدیره شرکت نمود و تصمیمات عمدهیی را در امور مالی اتخاذ کرد.
نفرات بعد از وی نیز همان راه را رفتند. سفیر بعدی نژاد حسینیان بود که از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲ در آن سمت خدمت کرد که وی همچنین در جلسات هیأت شرکت نموده و استراتژی مالی را نیز تحمیل کرده است. بعد از وی جواد ظریف (۰۷-۲۰۰۲) بود که بازپرسان می گویند  در یک برههیی در تصویهحساب دعوی دادگاه در ۲۰۰۴ علیه بنیاد تأثیرگذاشته بوده است…
سفیر کنونی، در ژوئیه ۲۰۰۷ جایگزین وی شد. بازرسان سفیرکنونی رژیم را به عنوان کسی که شدیداً در امور بنیاد دخالت داشته توصیف کردند.
درادامه این مطلب به اختصاص بخشی از درآمدهای این بنیاد تحت عنوان کمک هزینه در ارتباط با افرادی در دانشگاه کلمبیا اشاره شده و آمده است:محمود احمدی نژاد هنگامی که برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل وارد نیویورک شد، در حاشیه آن به دانشگاه کلمبیا رفت تا در آنجا سخنرانی کند.
یادآوری می شود به رغم این رشوه ها، احمدی نژاد درهنگام سخنرانی دردانشگاه کلمبیا  ازسوی استادان و دانشجویان به خاطرسیاستهای جنایتکارانه وضد انسانی اش مورد شدیدترین حملات قرارگرفت ومفتضح شد.

22 November 2009

دامنه چپاولگريهاى آخوندها، به سفارت رژيم در فرانسه كشيده شد|



روزنامه فرانسوى لوموند نوشت: دادستانى پاريس، دستور تحقيق بدوى در مورد دستبرد 600هزار يوروئى از دارائيهاى سفارت جمهورى اسلامى ايران در پاريس را صادر كرده است.
بنابه اين گزارش، منابع قضايى سرقت از اين حساب را كه به وسيله صدها عمليات بانكى انجام شده، نزديك به 600هزار يورو برآورد كرده‌اند. نتايج اوليه اين تحقيق قضايى و انتظامى نشان از دست داشتن افرادى در داخل سفارت رژيم در اين دستبرد دارد.
 لوموند به نقل از منابع پليس مى‌نويسد: يكى از كارمندان سفارت پول‌ها را به بانك يكى ازكشورهاى موسوم به 'بهشت مالياتى ارسال كرده و دوباره همين پول، به حساب دو كارمند ديگر سفارت رژيم ايران در پاريس، برگشته است.

تظاهرات مادران شهداى قيام سراسرى در پارك لاله تهران


بهرغم تهديد مأموران سركوبگر نيروى انتظامى و مزدوران لباس شخصى، مادران شهدا و خانوادههاى دستگيرشدگان قيام سراسرى روز شنبه با شعار مرگ بر ديكتاتور و بانگ اللهاكبر در پارك لاله تهران تظاهرات كردند.
مادران شهدا و دستگيرشدگان قيام سراسرى در ادامه اين تظاهرات از سمت ميدان آب نما در پارك لاله به سوى درب بلوار کشاورز راهپيمايى كردند. آنها كه تصاوير شهداى قيام را در دست داشتند، شعار مرگ بر ديکتاتور و بانگ الله اکبر سر دادند و سرود اى ايران مىخواندند.
هنگامى که مادران به بلوار کشاورز رسيدند براى شهداى راه آزادى، 1 دقيقه اعلام سکوت كردند و براى آزادى تمامى زندانيان سياسى 5 بار تكبيرگفتند. اين حركت مادران خشم مأموران سركوبگر نيروى انتظامى را كه آنها را محاصره كرده بودند، برانگيخت. مادران در حاليکه دستهاى خود را به نشانه پيروزى بالا گرفته بودند و شعار مىدادند تا خيابان وصال به حرکت اعتراضى خود ادامه دادند، مردم نيز با زدن بوق از تظاهرات مادران حمايت مىكردند.
شركت كنندگان در اين تظاهرات براى گراميداشت روز 16آذر روز دانشجو فراخوان مىدادند.


19 November 2009

صدور حکم اعدام و زندان در مورد ۸۹تن از دستگیر شدگان قیام سراسری و بازتابهای گسترده اجتماعی اعدامهای وحشیانه



پنجشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۸۸ | ۱۹ نوامبر ۲۰۰۹
بیدادگاه دیکتاتوری آخوندی که در پی دستگیریهای گسترده قیام سراسری تشکیل شده است، با اعلام احکام خود درمورد ۸۹ تن از دستگیرشدگان، پنچ تن را که دوتن از آنها منتسب به مجاهدین هستند، به اعدام محکوم کرد.
تلویزیون رژیم(۲۶آبان۸۸) با قرائت اطلاعیه بیدادگاه رژیم اتهامات آخوندساخته این زندانیان را اعلام کرد.
احکام صادره برای متهمان حوادث پس از انتخابات
«
۱۷ نوامبر ۲۰۰۹ - دادگستری کل استان تهران احکام و آرای قضایی متهمان حوادث بعد از انتخابات را اعلام کرد. در اطلاعیه دادگستری کل تهران که امشب منتشر شده آمده برای ۸۹ متهم این حوادث احکامی از اعدام تا حبس های از ۶ ماه تا ۱۵ سال صادر شده ، این احکام غیر قطعی و قابل تجدید نظراست که برخی متهمان هم درخواست تجدید نظر کرده اند. در این اطلاعیه اسامی متهمان براساس تبصره ذیل ماده ۱۸۸ قانون آیین دادرسی ذکر نشده.
تا کنون تعداد ۸۹ نفر از متهمان محاکمه و برحسب مورد به مجازات های اعدام برای ۵ نفر که متهم به وابستگی و عضویت در گروههای ضد انقلاب، تروریستی و معاند بوده اند و حبس برای ۸۱ نفر از ۶ ماه تا ۱۵ سال محکوم شده اند. ضمنا اجرای حکم مجازات حبس مقرر برای سه تن از محکومان تعلیق گردیده است و سه تن از متهمان نیز از اتهامات انتصابی برائت حاصل نموده اند

شایان ذکراست که بیدادگاه آخوندی و نمایشهای نفرت انگیز اعتراف گیری آن خود به صحنه رسوایی خامنه ای و تمامیت دیکتاتوری آخوندی تبدیل شده و درمعرض وسیعترین وشدیدترین محکومیت بین المللی قراردارد.
در وحشت از واکنشهای بین المللی و داخلی نسبت به اجرای احکام اعدام توسط رژیم آخوندی، شماری از اعضای مجلس رژیم طی نامه یی به رئیس دستگاه قضاییه رژیم، نسبت به پیامدهای این اعدامها و خشم و تنفر مردم هشدار داده و خواستار تجدیدنظر در احکام اعدام شدند.
به گزارش خبرگزاری فارس (۲۶آبان۸۸)در این نامه از جمله آمده است:“ طی روزهای اخیر یک جوان کُرد به نام آقای احسان فتاحیان در استان کردستان اعدام گردید که متاسفانه براساس اخبار رسیده حکم اولیه ایشان ۱۰ سال زندان بوده که در تجدید نظر نه‌تنها کاهش پیدا ننموده بلکه به اعدام محکوم شد که این مساله اثرات بسیار نامطلوبی بر روی افکار عمومی ایجاد کرد.... اخیرا نیز براساس اطلاعات واصل شده مبنی بر صدور حکم اعدام چند جوان دیگر در بند کرد در مناطق مختلف، نگرانی‌های فزاینده‌ای در سراسر کردستان ایجاد نموده است که قطعا اثرات سوء را در داخل و خارج کشور به دنبال خواهد داشت.... نباید دولت به گونه‌ای رفتار نماید که موجب فاصله گرفتن مردم کُرد از نظام گردد. لذا مصرانه درخواست می‌نماییم با لحاظ نمودن شرایط جهانی نسبت به تجدید نظر در احکام صادره دستورات لازم را صادر فرمایید”.
شصت تن از زندانیان زندان سنندج در اعتراض به اعدام جنایتکارانه شهید احسان فتاحیان، در اعتصاب غذا به سر میبرند. این اعتصاب غذا روز دوشنبه ۱۸ آبان به دنبال قطعیشدن حکم اعدام احسان و چند روز قبل از این جنایت شروع شد. شهید احسان فتاحیان خود نیز تا لحظه اعدام در این اعتصاب غذا شرکت داشت.
گزارش رسیده از سنندج حاکیست دژخیمان رژیم در این زندان برگه هایی را که زندانیان در آن رسماً اعتصاب غذای خود را به مقامات زندان اعلام کرده بودند، علیه زندانیان به کار گرفته اند.
دژخیم امجدی دادستان سنندج و دژخیم محمد خسروی، رئیس زندان سنندج با تحویل برگه های اعتصاب زندانیان به دفتر دادستانی، اقدام به ساختن پرونده یی جدید برای هر ۶۰ نفر اعتصاب غذاکننده کرده اند.
رژیم ضدبشری آخوندی حکم اعدام یک نوجوان زندانی را در زندان رشت صادر کرد.
وی که محمد حسن رضایی نام دارد و متولد شهریور ماه ۱۳۶۹ می باشد، هنگام ارتکاب جرم انتسابی ۱۷سال سن داشته است.
این نوجوان ۲ سال است در زندان رشت محبوس است و هم اکنون با تائید شدن حکم قصاص در آستانه‌ی اعدام قرار دارد.
در این پرونده یک نفر دیگر نیز به عنوان همدست محمد حسن رضایی به اعدام محکوم شده است.
رژیم جنایتکار آخوندها سه نفر را در اصفهان بهدار آویخت. این سه نفر که دو مرد و یک زن بودند وحید ـ ش، رسول ـ ت و بیگم ـ پ نام داشتند. دژخیمان رژیم گفتند جرم این سه نفر در ارتباط با مواد مخدر بوده است.
درحالیکه سردمداران رژیم خود مسئولین و عوامل اصلی قاچاق مواد مخدر و توزیع آن نه تنها در سرتاسر ایران بلکه در عراق و برخی کشورهای دیگر هستند، قربانیان اعتیاد را به جرم خرید و فروش اندکی مواد مخدر جنایتکارانه اعدام میکند.
رژیم وحشتزده آخوندها طی دو هفته گذشته دست کم ۱۲ نفر را اعدام کرده است.

ویکلی استاندارد: نیاک هم لابی میکند و هم دروغ میگوید


درپی افشای انجمن پوششی مزدوران رژیم در آمریکا موسوم به نیاک ویکلی استاندارد(۲۴آبان۸۸) در مقالهیی با عنوان « نیاک هم لابی میکند و هم دروغ میگوید» فریبکاری و دروغگویی انجمن پوششی مزدوران رژیم و سرکرده اش تریتا پارسی را برملا کرده و می نویسد: نیاک برای پیشبرد اهدافش با یک گروه اسرائیلی به نام «خیابان جی» که آن گروه نیز اکنون با شک و تردیدهایی مواجه شده، ارتباط برقرار کرده و به همکاری با آن پرداخته است.
 ویکلی استاندارد افزود: اسناد شهادت می دهند که«گروه خیابان جی»، در مباحثی که دستور کار نیاک را مشخص میکند، شرکت کرده است. این دو گروه در یک چیز دیگر نیز فصل مشترک دارند: آنها هر دو، هنگام گفتن این نکته به حامیانشان، که در پشت صحنه برای لابی کردن موضعی که درست عکس موضع علنی آنها است، گیر افتادهاند.
ویکلی استاندارد سپس به شکست انجمن پوششی مز دوران رژیم درجلوگیری از انتصاب دنیس راس در رأس ارگان نظارت بر سیاست ایران پرداخته و می نویسد: نیاک در این زمینه شکست خورد، ولی بعد از این شکست، صفحهای تحت عنوان «اسرار و حقایق» بر روی وب سایت خود گذاشت تا پیشینه فعالیتهای این سازمان را رفع و رجوع کند. در این صفحه آمده است: «نیاک، تنها سازمانی نیست که زیر ضرب قرار گرفته است. در حقیقت، تقریبا تمامی روشنفکران، مقامات دولتی، و سیاستگذاران برجسته آمریکایی، که از سیاست تعامل اوباما در خاورمیانه، حمایت می کنند، هدف قرار گرفته اند. این شامل : سفیر دنیس راس ـ که در حال حاضر در شورای امنیت ملی آمریکا خدمت می کند ـ نیز میشود. به این ترتیب، نیاک ، بعد از اینکه سعی کرد از طریق لابی کردن مخفیانه، و چه بسا، غیرقانونی، انتصاب راس را ذبح کند، اکنون بر روی وب سایت خود جار می زند که راس یک «سیاستگذار برجسته» است که قربانی نئومحافظه کارانی میباشد که چهره او را لکهدار کردند.
تلویزیون فاکس نیوز (۲۴آبان۸۸)گزارشی در موردمرکز پولشویی رژیم آخوندی در آمریکا موسوم به بنیاد مستضعفین پخش کرد و با یکی ازتجار آمریکایی درمورد نقش و کارکرد آن گفتگو نمود.
اکنون دادستانهای فدرال می گویند، این سازمانِ تحت کنترل رژیم ایران هدف یکی از بزرگترین تحقیقات تروریستی در تاریخ آمریکا است.
.
بازپرسان می گویند، درآمدهای این بنیاد به بانک ملی ایران فرستاده می شده. بانکی که به باور آمریکا از برنامه هسته ای رژیم ایران حمایت می کند این پرونده ممکن است یکی از بزرگترین (عملیات) تعقیب تروریسم در تاریخ آمریکا باشد که وزارت دادگستری تلاش می کند گام هایی در آن بردارد... بازپرستان می گویند: در این مرکز جاهدی در کنار سفیر رژیم ایران در سازمان ملل حضور داشت و گزارش تهیه می کرد. متن دادخواست وزارت دادگستری آمریکا می گوید، سفرای رژیم ایران در سازمان ملل، در جلسات هیات مدیره این بنیاد شرکت می کردند
فاکس نیوز علاوه بر این گزارش گفتگویی هم با استفان فلاتو انجام داد. وی یک تاجر امریکایی است که دخترش را در جریان یک عملیات تروریستی از دست داده است. این تاجر آمریکایی در مورد مرگ دخترش گفت، در سال ۱۹۹۸ شواهدی را ارائه کردند که نشان می داد دولت ایران به جهاد اسلامی فلسطین کمک مالی می کند. یک گروه تروریستی است و متهم به حمله ای بودکه در اثر آن دخترش آلیسا به قتل رسید.
فاکس نیوز پرسید: پس شما فکر می کنید که رژیم ایران نیز از تروریسم حمایت می کند؟
فلاتو گفت: بله، همینطور است و بیش از ده سال است که همین موضع را داشته ام.
فاکس نیوز پرسید: چه اقدامی در این باره انجام داده اید؟
تاجر آمریکایی پاسخ داد: بعد از اینکه ما دادرسی خود را در مارس ۱۹۹۸ دریافت کردیم، شروع به مشخص کردن سرمایه های رژیم ایران در این کشور نمودیم و به ساختمانی رسیدیم که اکنون هدف تحقیقات در نیوریورک است. ما به دادگاه رفتیم و از دادگاه خواستیم که مالک آنها را توقیف نماید.آنها دروغ گفتند و متاسفانه دادگاه در ازای ادعای ما، حرف آنها را گوش کرد.
فلاتو افزود: ما می دانستیم که این بنیاد از تهران فرمان می گیرد.

از سوی دیگر  به گزارش رادیو آلمان (۲۶آبان۸۸) سازمان شفافیت بین المللی، رژیم آخوندی را یکی از فاسدترین رژیمهای جهان معرفی کرد.
سازمان شفافیت بین‌المللی (Transparency International) شاخص های این ارزیابی را بر مبنای اختلاس، رشوه‌گیری، خرید و فروش پست‌های دولتی، رشوه‌پذیری دستگاه قضایی، فساد مالی در میان سیاستمداران و مقام‌های دولتی، عدم مقابله کافی یا ناکارایی در پیکار علیه مواد مخدر قرار داده است.
این گزارش حاکی است: رژیم آخوندی با وجود همه دعاوی و دروغپردازی در مورد مبارزه با فساد و رشوه خواری، در میان ۱۸۰ کشور جهان، در ته جدول و در رده ۱۶۸ قرار گرفته است.
سازمان شفافیت یک نهاد بین المللی است که در سال ۱۹۹۳ تأسیس شد و هم اکنون در بیش از ۱۰۰ کشور جهان فعالیت دارد.

پدیده هایی نوین برای جنبش در 13 آبان --------------------------------------عبدی هزارخانی


13 آبان هم فرا رسید و علی رغم تهدید و ارعاب فرماندهان نظامی رژیم و تمامی تدابیر لازم برای جلوگیری از اعتراضات گسترده، مردم به خیابانها آمدند و یکبار دیگر جنبش آزادیخواهانه خود را چندین مدار بالاتر بردند.

دیروز پدیده های جالب و کیفی در جریان اعتراضات و تظاهرات گسترده مردم در 13 آبان خود نمایی کرد که آن را از وقایع مشابه در گذشته متمایز می کند.

اول اینکه شهرهای دیگر کشور مانند تبریز، مشهد، شیراز وسیعا در این اعتراضات بپا خواستند و اینبار تهران تنها نبود. با آنکه در اعتراضات گذشته نیز، مردم شهرهای گوناگون کشورمان علنا ابتکارات بسیار جالبی در مخالفت با نظام حاکم ابراز می داشتند اما در 13 آبان امسال ابعاد اعتراضات شهرهای دیگر کمتر از تهران نبود.

دومین موضوع برجسته، شرکت دانش آموزان در مرکز تظاهرات در 13 آبان بود. شرکت دانش آموزان به عنوان اصلی ترین عنصر، قطعا بخاطر روز دانش آموز نمی توانست باشد. مشارکت وسیع دانش آموزان در اعتراضات دیروز، حاکی از ورود جنبش به مرحله ای نوین است.

سومین تغییر در شیوه اعتراضات، روحیه مبارزه جویی تظاهر کنندگان در برابر خشونت فزاینده سرکوبگران بود. دستگاه سرکوب رژیم در 13 آبان در پی تهدیدهای پیش از آن، دست به خشونت بیشتری نسبت به موردهای قبل یازید. و در مقابل مردم نیز در بسیاری از صحنه ها از خجالت لباس شخصی ها و ارازل و اوباش و بسیج درآمدند.

این سه نکته برجسته در کنار شعارهای دقیق و راهبردی مردم که هم خود بار رهبری جنبش و هم پیاده نظام آن را به دوش می کشند، جنبش را به یکی از استثنایی ترین و بی نظیر ترین دوره های تاریخ مبارزات آزادیخواهانه مردم مبدل کرده است. علاوه بر تیز کردن نوک حمله به خامنه ای و ولایتش، شعارهایی خطاب به اوباما، رئیس جمهور آمریکا و باطل کردن تلاشهای سیاستهای مماشات گرانه نسبت به رژیم در مذاکرات ژنو با شعار اوباما یا با اونا یا با ما، و از همه مهم تر موضع گیری در برابر پروژه هسته ای رژیم با شعار ایران سبز و آباد، بمب اتم نمی خواد، برگی دیگری از پتانسیل، رشد و آگاهی در پیاده کردن خطوط دقیق سیاسی توسط مردم در صحنه و در بحبوحه درگیری ها به جهانیان نشان داد. پیامی آشکار به آنهاییکه پروژه اتمی رژیم را حق مسلم تبلیغ می کردند و آن را گنجینه ای می دانستند که احمدی نژاد در حال کرنش به آمریکا، آن را نابود می کند. این تعیین خط دقیق همراه با محکوم کردن کشورهای حامی رژیم در شورای امنیت مانند روسیه و چین، از سویی نمایانگر بلوغ سیاسی جامعه و از آن مهم تر عملی کردن نوآوری ها و این خطوط در صحنه مبارزه است و از سوی دیگر پاسخی قاطع به مماشات گران داخلی و لابیست های وطنی و هم پیمانان خارجی در سراسر جهان بود.
آری مردم نشان دادند که خود رهبری را بدست دارند و علی رغم استفاده از موقعیت افرادی که در گذشته با رژیم شریک بودند و اکنون تا حدودی در برابر ولایت خامنه ای استادگی می کنند، نگاهشان به ارزشهای آزادیخواهانه و مبارزات یکصد سال گذشته برای رسیدن به آزادی و سکولاریسم و یک جامعه معقول مدنی که قطعا هیچ سنخیتی با قانون اساسی نظام قرون وسطایی کنون ندارد، دوخته شده است. آری مردم مهر رهبری خود را علی رغم همه ترمزهای موجود کنونی، در روز 13 آبان بر جنبش کوبیدند.

14
آبان 1388
5
نوامبر 2009
 

نگرانی از «تکرار فاجعه دهه شصت»



عاطفه نبوی یکی دیگر از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات، به محاربه از طریق ارتباط با سازمان مجاهدین خلق متهم شده است. نسرین ستوده وکیل او می‌گوید قاضی به وی گفته مجازات این اتهام از ۵ سال حبس تا اعدام است.

عاطفه نبوی شب ۲۵ خرداد پس از راهپیمایی بزرگ معترضان به همراه هفت تن دیگر از دوستان و اقوامش در منزل یکی از آنان بازداشت شد. اولین جلسه رسیدگی به اتهامات او نزدیک به پنج ماه پس از بازداشتش روز چهارشنبه ۲۵ آبان در شعبه ۱۲ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

نسرین ستوده وکیل وی می‌گوید موارد متعدد نقض قانون در پرونده موکلش وجود دارد. وی همچنین از نحوه‌ی غیرعادی صحبت کردن قاضی دادگاه با متهم می‌گوید. به گفته‌ی خانم ستوده قاضی به متهم گفته می‌توانیم حکم اعدام برایت صادر کنیم و وقتی با اعتراض متهم روبرو شده، پاسخ داده که این را برای شوخی گفتم. عاطفه نبوی به قاضی دادگاه می‌گوید: «آیا تا به حال کسی در مورد اعدام با شما شوخی کرده است؟»

دویچه‌وله: خانم ستوده روز چهارشنبه ۲۰ آبان دادگاه رسیدگی به اتهامات موکل شما عاطفه نبوی برگزار شد. در این دادگاه چه گذشت؟

نسرین ستوده: عاطفه نبوی در روز ۲۵ خرداد بعد از انجام آن راهپیمایی بزرگ در تهران، به اتفاق هفت نفر دیگر در منزل یکی از دوستان خانوادگی‌شان بدون ارائه‌ی قرار بازداشت و به طور غیرقانونی بازداشت می‌شوند. این بحث غیرقانونی بازداشت ایشان تا امروز هم ادامه دارد. چون به هیچ وجه این روند که پایان هر ماه قرار بازداشت ایشان دوباره تمدید شود، به ایشان ابلاغ شود و ایشان فرصت اعتراض داشته باشد، این‌ها هیچ کدام طی نشده بنا بر این، ادامه بازداشت ایشان غیرقانونی است. چون به موجب قوانین ایران این عمل جرم است، من اول از همه به رئیس دادگاه این موضوع را اعلام کردم وگفتم سریعاً می‌خواهم قرار بازداشت ایشان فک (فسخ) شود و ایشان آزاد شوند. ثانیاً قاضی باید حداقل علیه بازپرس مربوطه و همین طور رئیس زندان اعلام جرم کند یا می‌تواند به موجب اعلام من وارد رسیدگی شود. متأسفانه این هردو که از حقوق اساسی موکل من بوده، با بی‌توجهی دادگاه مواجه شده است. اما به دلیل لوایح متعددی که من در پرونده قرار داده‌ام، انتظار دارم که قاضی به مسئولیت قانونی خودش عمل کند و نسبت به این بازداشت غیرقانونی سریعاً اقدام کند.

اتهام موکل شما «محاربه از طریق ارتباط با سازمان مجاهدین خلق» ذکر شده است. آیا این خبر درست است؟

بله. متأسفانه آنچه به لحاظ مدرک در پرونده وجود دارد  و موکل من هم می‌پذیرد شرکت در راهپیمایی ۲۵ خرداد است و می‌گوید هر مجازاتی دارد من آن را تحمل می‌کنم به دلیل اعتقاداتی که دارم. اما ایشان به دلیل شرکت در همین راهپیمایی به «محاربه» متهم شده‌اند که کاملاً غیرقانونی است و من امیدوارم که دادگاه با بیطرفی و انصاف رسیدگی کند. اما یک نکته‌ی خیلی مهمی در این پرونده وجود دارد. طبق اطلاعات موثقی که ما به دست آورده‌ایم، بازپرس این پرونده از تاریخ ۱۴ شهریور یا از محل کار خودشان منتقل و یا از خدمت در دستگاه قضایی منفصل شدند. اما از تاریخ ۱۴ شهریور حق صدور حکم نداشتند. طبق آنچه نقل و انتقالات موکلم از زندان به بازپرسی نشان می‌دهد، ایشان در اواخر شهریور یا در اوایل مهرماه به بازپرسی آورده‌شده‌ و آخرین دفاع از ایشان گرفته شده است. اما تاریخ قرار مجرمیت ایشان مردادماه صادر شده است. اگر قاضی عملاً بعد از صدور قرار انتقال یا انفصال از خدمتش مبادرت به صدور چنین قراری به تاریخ ماقبل کرده باشند، به موجب قانون این کار غیرقانونی و قابل تعقیب قصایی هم هست. حق موکل من برای تحقیق در این مورد کاملاً محدود است.

Bildunterschrift:اما آنچه مهم بود در تمام مراحل بازجویی و هم در جلسه‌‌ی دادگاه مداوماً سوابق خانوادگی موکلم مورد سؤال قرار می‌گرفت که این امر مورد اعتراض من واقع شد. همین طور در این جلسه متأسفانه قاضی موضع سیاسی‌شان را در قبال انتخابات اعلام کردند که باز مورد اعتراض من واقع شد. ولی بلافاصله ایشان گفتند من موضع سیاسی‌ام را در صدور این حکم هیچ دخالت نمی‌دهم. من در این پرونده ضمن این که از هرگونه پیشداوری نسبت به قاضی خودداری می‌کنم، ولی امیدوارم استثناً قاضی استقلال خودش را حفظ کند و بدون این که از نهادهای اطلاعاتی و امنیتی استعلام کند و با توجه به مدارک محکمه پسندی که در پرونده وجود دارد، این حکم را صادر کند. در این صورت و چنانچه نهادهای اطلاعاتی در پرونده‌ی موکل من مداخله نکنند، قطعاً برای موکل من حکم برائت صادر می‌شود.

در خبرها آمده است که قاضی در جلسه‌ی دیروز دادگاه به موکل شما گفته که بازجو برایت تقاضای پنج سال حبس تا اعدام را کرده است. آیا این درست است؟

قاضی دادگاه به دلیل اتهام محاربه‌ای که متوجه خانم نبوی بود، به ایشان گفت که اگر ما بخواهیم براساس تقاضای بازجوی اطلاعات عمل کنیم، محاربه از پنج سال تا اعدام می‌‌تواند مجازات داشته باشد. و یک شوخی هم بین این‌ها رد و بدل شد در زمینه‌ی اعدام که ایشان گفتند، حالا ببینیم شاید هم اعدام بدهیم. بعد که با اعتراض خانم نبوی مواجه شدند، گفتند نه این کاملاً شوخی بود، جدی نبود. بعد خانم نبوی خیلی آرام از ایشان پرسیدند که آیا تا بحال در زمینه‌ی اعدام کسی با شما شوخی کرده؟ و قاضی پاسخی نداشت بدهد.
 

با اتفاقی که دیروز افتاد و یک فعال کرد احسان فتاحیان متأسفانه به اتهام محاربه، بعد از این که حکم دادگاه بدوی دهسال برایش تعیین شده بود، دادگاه تجدید نظر حکم اعدام داد و حکم اعدامش نیز متأسفانه دیروز اجرا شد، این نگرانی وجود دارد، بخصوص در جامعه بین‌المللی که قصد و نیتی براین است که چنین احکامی برای متهمان حوداث بعد از انتخابات صادر بشود. در مورد این پرونده‌ی خاص و پرونده‌ی دیگر موکلانتان آیا چنین نگرانی‌ای را دارید؟

من کاملاً نگران این موضوع هستم. حتی در چشم‌اندازی گسترده‌تر و درازمدت‌تر من نگران تکرار فاجعه‌ی دهه‌ی شصت هستم که در آنجا هم بسیاری به زندان پنج سال، هفت سال و هشت سال متهم شده بودند، بسیاری به زندان‌های طویل‌المدت محکوم شده بودند اما ناگهان با محاکمه‌ی مجدد اعدام شدند! نکته‌ی دیگری که من در مورد یکی از موکلان خودم آقای آرش رحمانی‌پور می‌خواهم به آن اشاره کنم، که ایشان هم توسط قاضی صلواتی به اعدام محکوم شده‌اند، این است که اساساً با ورود وکلای مستقل به این پرونده‌ها، تخلفات کیفری و انتظامی متعددی در این پرونده‌ها آشکار شده است. در بسیاری از این پرونده‌ها اساساً کیفرخواستی وجود ندارد. در پرونده‌ی آقای آرش رحمانی‌پور موکل ۱۹ ساله‌ی من اساساً قرار مجرمیتی وجود ندارد. قرار مجرمیت یک رکن اساسی پرونده است و وقتی این قرار وجود نداشته باشد اصلاً نمی‌شود ثابت کرد که این شخص جرمی مرتکب شده است.  ناگهان طبق اظهار پدرشان وزارت اطلاعات پرونده را از شعبه‌ی ۳ بازپرسی تحویل گرفته و سپس قاضی مرتضوی کیفرخواست صادر کرده و قاضی صلواتی هم ایشان را محاکمه کرده است. بنابراین الان آن پرونده برای رسیدگی مجدد باید به شعبه‌ی بازپرسی مربوطه عودت داده شود. بنابراین من فکر می‌کنم حتی در آن پرونده‌ها اگر دقیق مورد بررسی قرار بگیرند، ما با چنین تخلفات آشکاری مواجه خواهیم شد.

در سوگ احسان فتاحیان، فرزند قهرمان کردستان----------------------------------- عاطفه اقبال


بدرود برادرم، خون تو پشتوانه نبردمان خواهد بود

هرگز از مرگ نهراسیده ام. حتی اکنون که آنرا در غریب ترین فضا و صمیمانه ترین زمان در کنار خویش حس می کنم. آنرا می بویم و بازش می شناسم، چرا که آشنایی است دیرینه به این ملت و سرزمین. نه با مرگ که با دلایل مرگ سر صحبت دارم.
از نامه احسان فتاحیان قبل از اعدام

احسان 28 ساله را امروز اعدام کردند. متولد سال 60 : سال خون، سال اعدامهای دسته جمعی، سال به بند کشیدن همه آزادی ها. سال سر بریدن رسمی انقلاب مردم ایران. 28 سال به خون کشیدن مستمر بچه و پیر و جوان در این کشور ویران. سن احسان، سن سربریدن آزادی بدست دزدان انقلاب مردم ایران بود.

جرمش چه بود؟ فریاد زده بود : آزادی . برادرم احسان از کردستان دلیر، اما، حسرت یک آه را بر دل دژخیمان گذاشت. در دو روز آخر با اعتصاب غذای خشک به جلادان نشان داد که با آنها سر آشتی ندارد و تا آخرین نفس به حکم غیر انسانی آنها اعتراض خواهد کرد و در آخرین لحظه  نیز به شجاعت مبارزی از نسل "چه گوارا"، "بیژن" ، "موسی"  چهارپایه را از زیر پای خود به کناری انداخت و بر فراز دار پرواز کرد. احسان حسرت به دار آویختنش را نیز از این جلادان گرفت و آنها را در این لحظه آخر کیش و مات کرد.

دژخیمان آنقدر از این جوان بی باک وحشت داشتند که روز قبل از اعدام اعلام میکنند که حکم اعدام به تعویق افتاده است تا اعتراضات مردمی را مهار کنند. نوشته اند که حتی نگذاشتند در آخرین لحظات با خانواده اش دیدار داشته باشد. این خبر را که خواندم از خودم پرسیدم : براستی از رژیم ددمنش ولایت فقیه چه انتظاری بیش از این باید داشت؟ مگر در 28 سال گذشته به خانواده های صدها هزار زندانی مجاهد و مبارز خلق اجازه داده بودند که فرزندانشان را در آخرین لحظات ببینند؟ مگر با جعبه شیرینی به درب خانه دختران جوانمان بعد از تجاوز و اعدام نرفته بودند تا خبر باکره اعدام نشدنشان را به خانواده ها دهند؟ از این وحوشان وابسته به قرون وسطی  بیش از این چه انتظاری میتوان داشت؟ احسان با رفتن شجاعانه اش یک شاهد دیگر بر فریاد مردمی شد که میگویند : تجاوز، شکنجه، اعدام دیگر اثر ندارد و خلقی که بپا خاسته است را نمی توان خاموش کرد.  

گزارشگر صحنه نوشته بود :" این آخرین صحنه از مردی بود که دیگر برنگشت". من اما دلم میخواهد فریاد کنم و بگویم که احسانها باز خواهند گشت. همراه با طنین افکن شدن سرود آزادی در خیابانهای میهنمان. همراه با خنده های شادی خلقمان، روزی که این دژخیمان را سرنگون کنیم. روزی که از این قاتلان دیگر اثری در ایران زمین باقی نگذاریم . آری آنروز احسانها به همراه صدها هزار شهید دست در دست هم باز خواهند گشت تا با ما سرود آزادی بخوانند.

آری احسان، دروغ گفته ام اگر بگویم که در سوگ تو نگریسته ام. با شنیدن خبر، درد، سینه ام را چنان در هم فشرد که احساس کردم یک لحظه جهان هستی پیش چشمانم تاریک می شود. مثل هر بار که خبر بخاک افتادن عزیزی را در این 28 سال نحس وشوم شنیده ام. ولی مثل همیشه اشکهایم را پاک کردم و به خودم گفتم که در شانزده آذرو در هزاران مناسبت دیگر نام احسان ها را همانند صدها هزار شهید دیگر بر فراز شهرهایمان فریاد خواهیم کرد و به دژخیم خواهیم گفت : منتظر باش. روز سرنگونیت فرا رسیده. ما بچه های جنگیم بجنگ تا بجنگیم.

11 نوامبر 2009

- بی بی سی امروز بی شرمانه سعی کرد به کمک دژخیمان جمهوری اسلامی بیاید و برای تردید و شک انداختن در دل مردم با تیتر بزرگ در صفحه اول بنویسد که اعدام احسان فتاحیان هنوز تائید نشده است. تا مردم بجان آمده به خیابانها نریزند و اعتراض نکنند. ولی این تاکتیک ها و کمک رسانی های امداد غیبی دیگر اثر ندارد و فریاد این شهید بسیار رساتر از هر رسانه ی دیگری فریاد اعتراض خود را به دنیا خواهد رسانید.