25 März 2010

مریم رجوی در جلسه پارلمان آلمان خواستار تحریم همه جانبه رژیم ایران و حمایت از اشرف و قیام مردم ایران شد

سه‌شنبه، ۰۳ فروردین ۱۳۸۹ / ۲۳ مارس ۲۰۱۰
AddThis Social 
Bookmark Button
 
سخنرانی مریم رجوی در جلسه کاخ ریاست مجلس آلمان

نمایندگان محترم؛
خانم ها، آقایان؛
خوشحالم که امروز در میان شما نمایندگان مردم آلمان هستم.
ابتدا مایلم از همه شما بخاطر توجهاتتان به مساله نقض حقوق بشر در میهنم ایران تشکر کنم.
بویژه مایلم از تلاشهای شما برای دفاع از رزمندگان آزادی ایران در اشرف صمیمانه قدردانی کنم.
همچنین یاد خانم اینگرید هولتزهوتر، که مسئول کمیته آلمانی برای همبستگی با یک ایران آزاد بود را گرامی و بزرگ میدارم.
مردم و مقاومت ایران شخصیت والا و تلاشهای بی وقفه آن زن شجاع، در دفاع از مقاومت ایران و اشرف را همواره به خاطر خواهند داشت.
من امروز در شرایطی به اینجا آمده ام که موضوع ایران در قلب مسائل بینالمللی قرار دارد.
من مایلم به بررسی دو موضوع بپردازم:
 موضوع اول؛  سمت و سوی تحولات در ایران می باشد. و اینکه آیا چشم انداز خاتمه دیکتاتوری مذهبی وجود دارد؟
آیا اپوزیسیون ایران قادر هست که تغییر را محقق سازد؟
موانع و عوامل کند کننده و یا تسریع کننده کدامها هستند؟


موضوع دوم که به آن خواهم پرداخت راه حل این بحران است. و سوال این است, سیاست درست برای غرب چیست؟
قبل از پرداختن به این دو موضوع اجازه بدهید در مقدمه آنچه که اکنون بطور یقینی فکر می کنم مورد توافق عمومی می باشد را بطور محوری مورد اشاره قرار دهم.
اولاً
• قیام سراسری مردم ایران طی ۹ ماه گذشته بوضوح نشان داد که مردم‌‌‌ ایران، خواهان خاتمه دیکتاتوری مذهبی میباشند.
• شقه در درون رژیم ملایان در بالاترین سطح صورت گرفته و رژیم را در بنیان ضعیف تر نموده است.
• افزایش سرکوب در داخل، تشدید برنامه سلاح هسته ای و افزایش مداخلات در عراق نشان می دهد که رژیم ملاها هیچ قصدی برای تغییر رفتارش و ایجاد رفرم ندارد.
• سیاست غرب و اتحادیه اروپا برای تغییر رفتار رژیم از طریق مذاکره و مماشات اشتباه بوده و به ضد خود عمل کرده است. کانون این سیاست فاصله گرفتن از مقاومت و محدود کردن آن می باشد.
ما بر این باوریم که چشم انداز تغییر وجود دارد. و به رغم سرکوب وحشیانه، رژیم نتوانسته قیام را مهار کند.
همچنین، خامنه ای نتوانسته شقه درون رژیم را هم بیاورد. و اختلافات در بالا منجر به ریزش  بخش قابل توجهی از نیروهای رژیم شده که طی سالیان به آنها متکی بود.
براساس اطلاعات موثق ما حتی در بدنه سپاه پاسداران که نیروی اصلی سرکوب رژیم می باشد، نشانه های تزلزل مشاهده میشود.
مهمتر اما، بروزِ بیرونی پتانسیل عظیمِ ناشی از ۳۰ سال اختناق مذهبی، فساد، فقر و فحشا در جریان قیام های ۹ ماه گذشته میباشد، که منجر به فرو ریختن موقعیت ولی فقیه رژیم شده است.
بنابراین، شرایط دیگر به گذشته بر نمیگردد  و علیرغم هر افت و خیز این مسیر تا خاتمه دادن به دیکتاتوری مذهبی در ایران ادامه خواهد یافت.
استمرار تظاهرات در شرایطی که رژیم از درون شقه شده است، تاثیرات بیشتری دارد.
پاسخ مثبت مردم به فراخوان مقاومت ایران برای تبدیل جشن سنتی چهارشنبه‌سوری به یک حرکت اعتراضی، بیانگر شکل گیری یک جبهه و اتفاق‌نظر مردمی پیرامون راه و روش مقاومت ایران یعنی نفی تمامیت رژیم می باشد.
علیرغم اقتدار ظاهری رژیم، تغییر در چشم انداز است. 
در سالهای ۱۹۸۸ و حتی اوایل ۱۹۸۹ کمتر کسی فکر می کرد که دیوار برلین در سال ۹۰ فرو ریزد.
قدرت اِ‌ستازی، نیروی ارتش و آمادگی آنها برای سرکوب اینطور می‌نمود که تغییر غیر ممکن است.
اما در پس آن قدرت ظاهری یک نظام فرسوده و ضعیف بود.در ایران، امروز یک مقاومت سازمانیافته وجود دارد.
 شبکه مقاومت در داخل کشور متشکل از جوانان و زنان و همچنین خانواده های ۱۲۰ هزار اعدام سیاسی و صدها هزار زندانی سیاسی طی سه دهه گذشته، نقش جدی در سازمان دادن و هدایت تظاهرات ضد‌حکومتی دارد.
 در ماههای اخیر، رژیم با محکوم کردن شماری از هواداران مقاومت به اعدام, آنهم دردادگاه های نمایشی به این سازمانیافتگی اعتراف کرده است.
یک ویژگیِ بارزِ دیگر مقاومت ایران، برخورداری از ۳۴۰۰ فعال مقاومت در اشرف در عراق می باشد. بسیاری از آنها نزدیک به سه دهه است که دست اندر‌کار مقاومت برای آزادی می باشند.
اشرف، سمبل پایداری، مرکزِ امید و الهام بخش مردم ایران در مقاومت برای آزادی می باشد. بهمین دلیل رژیم برای نابودی اشرف از هیچ تلاشی فروگزار نمی‌کند.
نهایتاً، شورای ملی مقاومت، بعنوان دیرپاترین ائـتلاف تاریخ ایران با یک برنامه مشخص و اعلام شده، چشم انداز مشخصی را در مقابل مردم ایران و در وهله بعد جامعه بین‌المللی قرار می دهد.
شورای ملی مقاومت ایران با اعلام سه اصل نفی دیکتاتوری مذهبی، پذیرش استقرارِ جمهوری و جدایی دین و دولت، راه را برای ورود همه نیروهای سیاسی به یک جبهه گسترده و فراگیر باز کرده است. 
از سوی دیگر مواضع مقاومتِ ایران در دفاع از یک ایران غیراتمی و همزیستی مسالمت‌آمیز با تمامی کشورهای جهان، شاخص جدی، سیاست مسئولانه این مقاومت است که آنرا به یک طرف گفتگوی قابل اتکاء در صحنه بین المللی تبدیل میکند.
البته برای تغییر، موانع وجود دارند.
علاوه بر سرکوب گسترده در داخل، عدم یک سیاست قاطع در قبال رژیم ملایان از سوی غرب همچنان بعنوان یک مانع در مقابل تغییر درایران قرار دارد.
غرب با روابطِ اقتصادی گسترده با رژیم و محدود‌کردن نیروی اصلی اپوزیسیون، بیشترین کمک را به بقای رژیم نموده است.
سیاست مذاکره و مماشات اجازه داد که ملاها به دستیابی به بمب اتم نزدیکتر شوند و بنیادگرایی و عوامل خودشان را در عراق و لبنان و فلسطین تقویت کنند.
امروز رژیم ملاها، جدی‌ترین تهدید صلح و امنیت جهانی است.
راه حل این تهدید، نه درادامه مماشات و نه مداخله نظامی خارجی است.
تنها یک راه وجود دارد: تغییر دمکراتیک بدست مردم و مقاومت سازمانیافته آنها.
ولی غرب همچنان نقش محدود‌کننده در قبالِ اهرم اصلیِ محقق ساختنِ این تغییر یعنی مقاومتِ ایران دارد.
در ماههای اخیر، ضرورت یک سیاست قاطع مورد توجه قرار گرفته است ولی هنوز به مرحله اجرا گذاشته نشده است.
ما همچنان با یک بی عملی از سوی اروپا مواجهیم. اساسی‌ترین نیازهای رژیم همچنان در روابط اقتصادی با غرب تامین میشود.
حجم مبادلات ایران با اروپا در سال گذشته بالغ بر ۱۱ میلیارد یورو بوده که یک سوم آن با آلمان بوده است.
رژیم، با تجهیزاتی که از اروپا، از جمله کشورآلمان تهیه نموده برای اِعمال اختناق و سرکوب مردم استفاده میکند.
درآمد حاصله از روابط اقتصادی در اختیار سپاه پاسداران قرار میگیرد که اقتصاد ایران را در انحصار خود در آورده است.
طی سالهای اخیر، تحت عنوان سیاست خصوصی‌کردن کلیه صنایع بزرگ از جمله، انحصار گاز و نفت در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفته است.

درآمد حاصله از معاملات صرف سرکوب، کسب سلاح اتمی و کمک به نیروهای بنیادگرا و تروریست در منطقه میشود.
از همین رو مقاومت ایران، دولتهای غربی بویژه دولت آلمان را به اقدامات زیر فرا‌میخواند: 
۱. اِعمال تحریمهای همه جانبه بویژه در زمینه نفت و بنزین است. مخالفت با تحریم، به بهانه اینکه به مردم صدمه میزند یک فریب بزرگ است.
ما اطلاعات موثق از درونِ رژیم داریم که میزان کمی تحریمات بانکی که اِعمال شده، تاثیرات فلج کننده برای رژیم بهمراه داشته است.
همچنین سپاه پاسداران باید در لیست نهادهای تروریستی قرار بگیرد و بساط ماموران اطلاعاتی ملاها در اروپا جمع شود.
۲. تحریم، ضروری است ولی کافی نیست.
تحریم باید با تغییر سیاست در قبال مقاومت ایران همراه شود.
سیاست کشورهای غربی تاکنون مانع از آن شده است که مقاومت ایران بتواند از همه پتانسیلهایش برای ایجاد تغییر استفاده کند. 
زمان آن فرا رسیده که شورای ملی مقاومت برسمیت شناخته شود.
۳. در مقابل تهدیداتِ رژیم ایران و همدستانش در عراق برای نابودی ساکنان اشرف، اروپا باید به دولت عراق نسبت به هر گونه استفاده از خشونت هشدار داده و از سازمان ملل بخواهد که مسئولیت حفاظت اشرف را بعهده بگیرد.
از همه شما متشکرم
در اینجا اجازه بدهید، برای تقدیر از تلاشها و حمایت بی شائبه شما نمایندگان محترم و دوست مقاومت، لوح یادبودی از شهر اشرف، مقر رزمندگان آزادی را به شما تقدیم کنم.

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen