متن وَلورزاکتوئل- به قلم فِرِدریک پونس- فرانسه به مثابه قلب اپوزیسیون ایران است. ما با رهبران آن, در آستانه گردهمایی جهانی بزرگشان ملاقات کردیم. در میان سرکوبی و امید, آنها از مبارزه خود صحبت می کنند.
ملاهای ایران از فرانسه خشنود نخواهند بود. ۲۶ژوئن, اپوزیسیون ایران کشور ما را تبدیل به پایتخت شبکههای مقاومت خود خواهد نمود. مقاومت در انتظار ۱۰۰هزار تن در ورزشگاه ژان بوئَنِ تاورنی برای تغییر رقم گردهمایی ۲۰ژوئن۲۰۰۹ که ۸۰هزار ایرانی از چهار قاره جهان در آن گردهم آمده بودند, می باشد.
امسال, پارلمانترها و شخصیتهایی از ۲۰کشور و صدها نمایندگی خارجی که در میان آنها احزاب اصلی سیاسی فرانسه نیز میبایست حضور داشته باشند.
مهدی ابریشمچی, ۶۲ساله, رئیس کمیسیون صلح شورای ملی مقاومت ایران (سه.اِن.اِر.ای) توضیح می دهد که «در زمانی که سرکوبی در ایران با همه وزن خود بر ایران فرود می آید, ایرانیها, به طور خاص کسانی که اخیراً راه تبعید را در پیش گرفتهاند و نماینده طبقه متوسط شهری که موتور محرک اغتشاشهای اجتماعی در ایران هستند, می خواهند صدای هموطنان خود را که نمیتوانند در کشور خود نظرشان را ابراز کنند, به دیگران برسانند».
او که تحصیلات شیمی داشته است و از سال ۱۹۸۱ در فرانسه در تبعید به سر می برد, یک فعال مجاهدین خلق است که بعد از گذراندن هفت سال زندان در دوران شاه در حال حاضر تبدیل به یکی از چهره های اپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی ایران شده است.
ابریشمچی, نویسنده چندین کتاب در مورد ایران از جمله پاسداران انقلاب, ارتش بنیادگرا و تروریست و مجاهدین خلق: مقاومت در برابر آیت اللهها (انتشارات ژان پیکولِک) به طور خاص از بخشی از اسرار برنامه اتمی ملاها پرده برداشت. او به دقت پناهندگانی را که از ایران آمدهاند و نشانه از هم پاشیدگی رژیم ملاها از زمان انتخابات “ربوده شده” ریاست جمهوری ۱۲ژوئن ۲۰۰۹ می باشند, دنبال می کند.
طی یک سال, تنش در ایران همان طور که آخرین تظاهرات در تهران به رغم شدت سرکوبی نشان می دهد, فروکش نکرده است.
... چندین شب در هفته, مخالفین هم چنین مقاومت خود را روی بالکنهای تهران با فریادهای «الله اکبر» و «مرگ بر خامنهای» (رهبر معظم رژیم) ادامه می دهند.
... چندین شب در هفته, مخالفین هم چنین مقاومت خود را روی بالکنهای تهران با فریادهای «الله اکبر» و «مرگ بر خامنهای» (رهبر معظم رژیم) ادامه می دهند.
این فریادها برای گردهمایی بدون شک در ویلپنت نیز شنیده می شوند. مهدی ابریشمچی در ادامه اضافه می کند که «ما به جامعه بین المللی می گوییم که دوران مماشات با رژیم به سر آمده است. زمان آن رسیده است که مقاومت مشروع مردم ایران به رسمیت شناخته شوند».
این “مقاومت مشروع” مدتی طولانی از دستهبندی بین گروههای مارکسیست, سلطنتطلب, لیبرال و سوسیال-دموکرات رنج برده است. این مقاومت مشروع به منظور برقراری یک جمهوری کثرتگرا, لاییک و دموکراتیک گردهم جمع شده است:
ابریشمچی می گوید: «ما یک جبهه همبستگی ملی حول شورای ملی مقاومت ایران به راه انداخته ایم. این ائتلاف بسیار وسیع است و ریاست آن را مریم رجوی به عهده دارد که از یک تغییر دموکراتیک توسط مردم ایران دفاع می کند».
چهارمین سری از تحریمات مالی و فناوری که اخیراً در قطعنامه ۱۹۲۹ سازمان ملل متحد شدیداللحنتر شده است و سپس اتحادیه اروپا آن را تأیید کرده است, پنجرهیی جدید از امید برای اپوزیسیون میگشاید که امیدوار است این تحریمها تقویت شوند و تعمیم داده شوند تا مؤثرتر باشند. ابریشمچی معتقد است: «[حتی] اگر این تحریمها کافی نباشند, من فکر می کنم که ضربهیی به روحیه نیروهای رژیم می زنند و امید زیادی به مردم می دهند».
اپوزیسیون مستمراً به همه مخاطبانش در پاریس, لندن, برلین و واشنگتن تکرار می کند که ملاها با جامعه بین المللی “بازی میکنند”. ملاها هر مذاکره یا اعطای امتیازی را به عنوان نشانهیی از ضعف تفسیر می کنند: «این کار آنها را هر چه بیشتر تشجیع می کند تا برنامه های اتمی خود را دنبال کنند. سلاح اتمی و تسلط بر عراق دو پایه لازم برای ادامه حیات این قدرت نامشروع می باشند. آنها به هیچ وجه آماده دست برداشتن از این دو جاهطلبی خود نیستند».
اعتراضات به رغم سرکوب ادامه می یابند
این نکته که سرکوب نتوانسته است موجب فروکش کردن اعتراضات بشود نکتهیی کاملاً جدید است. موجهای پیشین اعتراض طی سه دهه گذشته از زمان برقراری جمهوری اسلامی در ۱۹۷۹, در هم شکسته شد. این بار بیش از ۳۰۰نفر طی یک سال در تظاهرات علیه رژیم یا زیر شکنجه کشته شدند, اما تظاهرات ادامه یافت. هزاران تن دیگر زندانی هستند که از جمله دهها تن از آنان زیر محکومیت به اعدام هستند, یا دادگاه نمایشی مانند دادگاهی که کلوتیلد ریس, دختر فرانسوی متحمل آن شد, اما مردم به مبارزه با پلیس ادامه می دهند.
این نکته که سرکوب نتوانسته است موجب فروکش کردن اعتراضات بشود نکتهیی کاملاً جدید است. موجهای پیشین اعتراض طی سه دهه گذشته از زمان برقراری جمهوری اسلامی در ۱۹۷۹, در هم شکسته شد. این بار بیش از ۳۰۰نفر طی یک سال در تظاهرات علیه رژیم یا زیر شکنجه کشته شدند, اما تظاهرات ادامه یافت. هزاران تن دیگر زندانی هستند که از جمله دهها تن از آنان زیر محکومیت به اعدام هستند, یا دادگاه نمایشی مانند دادگاهی که کلوتیلد ریس, دختر فرانسوی متحمل آن شد, اما مردم به مبارزه با پلیس ادامه می دهند.
استحکام مخالفین به رغم پرهیزکردن حسین موسوی, یکی از چهرههای نمادین این “انقلاب سبز” چهرههای مخالف جماعت پراکنده [ایرانیان] را متعجب می کند: «به رغم خطر ما متوجه میشویم که در سالگرد شروع خیزش, مردم مجدداً به خیابانها ریختند. دانشجویان دانشگاهها را تحت کنترل گرفتند. در دستکم سه نمونه, تظاهرکنندگان نیروهای انتظامی را وادار به عقبنشینی کردند. روز ۱۲ژوئن, نزدیک به ۹۰۰تن دستگیر شدند که بسیاری از آنان هواداران او.ام.پِ.ای [سازمان مجاهدین خلق ایران] بودند». رژیم کارزاری در مورد برنامه سوءقصدها برای توجیه اعدام بیگناهان به راه انداخت: سه.ان.اِر.ای پاسخ داد: «این برنامهها تخیلی و دروغ هستند».
ابریشمچی و دوستانش توضیح می دهند که این جنبش که در ژوئن ۲۰۰۹ زاده شد با جنبشهای گذشته متفاوت است. این جنبش در حالی سربرآوَرد که علائم واقعی شقه در رأس قدرت آشکار شد. در عرض یک سال شکافها بیشتر از هم باز شدند: «رهبر معظم, علی خامنهای نتوانست رقیب خود را حذف کند ولی نتوانست به خود اجازه دهد که او را انتخاب کند. در عین حال, بیعتهای مکرر موسوی با سیستم بر مبنای قدرت رهبر باعث بیاعتباری آنها شده است. مردم متوجه شده اند که راهحل مشکل نمی تواند از جناحهایی در درون برآید, بلکه از تغییر کامل رژیم حاصل میشود».
این رژیم نخنما دیگر نمیتواند خود را سرپا کند: «دیگر هیچ امیدی برای رژیم برای بازگشت به عقب وجود ندارد. این رژیم با سرعت بالا رو به نابودی می رود».
خود مردم هم دیگر به همان شکل سابق عکسالعمل نشان نمی دهند: «امید اصلاح سیستم حتی نزد خوشبینترین افراد از بین رفته است. با این حال سرنگونی این دیکتاتوری تبدیل به یک اولویت شده است. تمایلِ مقاومتی که از سه دهه قبل علیه استبداد مذهبی مبارزه می کند و روی خواسته خود برای دموکراسی و آزادی محکم ایستاده است یک دستاورد است.
به رغم در سایه بودن کشور, علائم تضعیف رژیم به نظر واقعی می آیند.
خود مردم هم دیگر به همان شکل سابق عکسالعمل نشان نمی دهند: «امید اصلاح سیستم حتی نزد خوشبینترین افراد از بین رفته است. با این حال سرنگونی این دیکتاتوری تبدیل به یک اولویت شده است. تمایلِ مقاومتی که از سه دهه قبل علیه استبداد مذهبی مبارزه می کند و روی خواسته خود برای دموکراسی و آزادی محکم ایستاده است یک دستاورد است.
به رغم در سایه بودن کشور, علائم تضعیف رژیم به نظر واقعی می آیند.
اعتراضات در هم شکسته نشده است. شقههایی در درون سیستم, همان طور که مخالفین طی یادبود مرگ خمینی در ۴ژوئن آن را آشکار کردند, روشن شد: «تریبون سخنرانان تبدیل به یک نمایش اسفناک از تفرقه شد. نگذاشتند حسن, نوه خمینی صحبت کند. او با وزیر کشور درگیر شد. خامنهای در سخنرانیش جناح رقیب را خائن نامید. در عوض بسیاری از روحانیون بلندپایه خامنهای را با امام حسین شهید مقایسه کردند. تنها پاسداران, پاسداران انقلاب وفادار باقی می مانند: «سپاه یک ارتش ایدئولوژیک به منظور سرکوب برای صدور انقلاب اسلامی و در جستجوی سلاح اتمی است».
سد رژیم, سرکوب بیرحمانه و ناروشن بودن سیستم میدان مانور کمی برای اپوزیسیون باقی می گذارد. اپوزیسیون می داند که نزدیک به ۱۲۰هزار زندانی طی سی سال اعدام شده اند. اپوزیسیون حدس می زند که قیمت پرداختی برای سرنگون کردن رژیم باز هم سنگین است. مهدی ابریشمچی مطمئن است که: «این خیزش با زمان عمیقتر شده است. مردم ایران امروز همان شعارهایی را می دهند که مقاومت ایران طی سه دهه می داده است. مردم ایران خواستار سرنگونی رژیمِ رهبر معظم و برقراری آزادی و دموکراسی است.
آیا واقعاً می بایست تحریمها را که فقط به مردم ضربه می زند و رژیم از آن بری می باشد را دنبال کرده و تشدید کرد؟
مهدی ابریشمچی این استدلال را برخی کارشناسان یا ناظران در غرب ارائه می کنند را رد می کند: «بخش اصلی اقتصاد ایران در دست پاسداران است. رؤسای آنها سودهای روابط تجاری با کشوهای اروپایی را به جیب می زنند. اصل این درآمدها برای حفظ رژیم و دستگاههای سرکوبگرش, برای صدور تروریسم و بنیادگرایی, برای برنامه نظامی اتمی مورد استفاده قرار می گیرد».
مهدی ابریشمچی این استدلال را برخی کارشناسان یا ناظران در غرب ارائه می کنند را رد می کند: «بخش اصلی اقتصاد ایران در دست پاسداران است. رؤسای آنها سودهای روابط تجاری با کشوهای اروپایی را به جیب می زنند. اصل این درآمدها برای حفظ رژیم و دستگاههای سرکوبگرش, برای صدور تروریسم و بنیادگرایی, برای برنامه نظامی اتمی مورد استفاده قرار می گیرد».
این همان چیزی است که مردم کوچه و بازار در تهران, در دانشگاه, در محافل معترض به قدرت می گویند. هر آنچه که به تضعیف رژیم کمک کند به نظر می رسد مورد استقبال مردم قرار می گیرد: «مردم دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. آنها نشان دادند که آماده پرداخت بهای سنگین برای آزادی هستند».
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen