سعيد اطلس (گيل آوا)
درخواست نامۀ ضد انسانی و ضد ملی 37تن از افرادی که با سوء استفاده از موقعیت شغلی خود، از دولت آمریکا، خواستار ابقای نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی وزارت خارجۀ این کشور شدند، در محافل سیاسی ایرانی بازتاب نسبتآ وسیعی یافت. موضعگیری مشابۀ سایت اینترنتی کلمه که منعکس کنندۀ رسمی نظرات میر حسین موسوی است، پس از گذشت مدت کوتاهی از انتشار نامۀ فوق الذکر، پرده از مرکز توطئه و آبشخور اصلی این اقدام خصمانه برداشت.
از این بابت شایسته است که حضرت آقا (ولی فقیه)، قدر دان برو بچه های اصلاح طلب نظام باشند. بخصوص آن دسته از بچه هایی که ناخواسته و اشتباهی از مردم رو دست خورده و پا در جادۀ فتنه گری نهادند و حال در آرزوی خدمتگذاری، چشم بر مرحمت ایشان دوخته اند.
از این بابت شایسته است که حضرت آقا (ولی فقیه)، قدر دان برو بچه های اصلاح طلب نظام باشند. بخصوص آن دسته از بچه هایی که ناخواسته و اشتباهی از مردم رو دست خورده و پا در جادۀ فتنه گری نهادند و حال در آرزوی خدمتگذاری، چشم بر مرحمت ایشان دوخته اند.
اینکه تا چه حد خواستۀ این افراد در امتداد تلاش های رژیم در تصمیم گیری وزارت خارجۀ آمریکا مورد توجه قرار گرفته است و یا خیر، بر کسی رو شن نیست. اما بطور معمول اتخاذ سیاست های مهم و گرفتن تصمیم های حساس توسط دولت ها از طریق محاسبات دقیق سیاسی و بر مبنای منافع تاکتیکی و بلند مدّت دولت ها انجام می پذیرد. مگر اینکه این خواسته ها در راستای منافع و مصالح این کشور ها باشد.
زدن به سیم آخر
بی تردید نامۀ بی سر و ته این جمع 37 نفره و بدنبال آن اعلام موضع خصمانۀ سایت کلمه برای ابقاء نام مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا، نه ارزش حقوقی دارد و نه ارزش سیاسی. پیام عمدۀ این جمع نا همگون این بود، که خارج شدن نام مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا، حضور فعالتر و موثرترشان را در صحنۀ سیاسی ایران بهمراه خواهد داشت که این موضوع نیز باعث رنگ باختگی جریان سبز (خط امامی) خواهد شد! بنابراین برای حل این معضل، تنها چاره را در این می یابند که از یک دولت خارجی بخواهند که مجاهدین را همچنان در لیست تروریستی خود ابقا کنند، با این امید که شاید برادر نوری مالکی به نمایندگی از آخوندهای تشنه به خون مجاهدین در تهران موفق به ذبح اسلامی حدود 3300 تن از مجاهدان مقیم اشرف شده و بقول آخوند بیرحم محسن کدیور به درک واصل شوند.
واقعیت اینست که تقدیم چنین درخواستنامۀ ننگینی از سوی این جمع 37 نفره از وزارت خارجۀ آمریکا تنها در راستای بازی های مشمئز کنندۀ آخوند های حاکم در گروگان گیری های منتج به باج گیری و بده و بستان های سیاسی شان معنی پیدا می کند و بس. از چند ماه قبل رژیم تهران با استفاده از تمامی ظرفیت های سیاسی و تبلیغی و عقبۀ خارج از کشوری خود (شبکه لابی های خود در آمریکا و اروپا) تدارک گسترده ای را برای جلو گیری از خروج نام مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا، آغاز کرد. رژیم در مرحلۀ اول از اجرای این طرح، زمینه های سیاسی لازم را با کمک لابی های پیشانی سفید خود در آمریکا پی ریخت. بدنبال آن نیز دون پاشی های همیشگی اش را برای جلب نظر آمریکا نسبت به اجرای خواستۀ خود در غالب معاملات مستقیم و غیر مستقیم پشت پرده حول محورهای زیر به اجرا در آورد.
ا – موضوع معامله بر سر آزادی دو آمریکایی محبوس در زندان های رژیم که با اظهارات سفیر رژیم در عراق مبنی بر احتمال آزادی آنها کلیک خورد که با نمایشات کذایی محاکمۀ دو زندانی آمریکایی در تهران ادامه یافت.
2 – طرح جدید روسیه معروف به طرح گام به گام برای حل مسئله اتمی رژیم که در رابطه با آن حاکمان فریبکار جمهوری اسلامی با القای این موضوع که اینبار رویکرد مثبتی نسبت به این طرح دارند، این پیام را به طرف آمریکایی رله کردند که با خارج کردن مجاهدین از لیست، فضای مثبت بوجود آمده را خدشه دار نکنند..
3 – موضوعات مربوط به دخالت رژیم در سوریه و عراق. که فرعی تر از دو ترفند فوق بود. هر چند که می توان سفر حکمران قطر به تهران و مذاکراتش با احمدی نژاد پیرامون مسئلۀ سوریه را در همین راستا بررسی کرد.
پیام اصلی این در خواست نامه ها؟
ا – موضوع معامله بر سر آزادی دو آمریکایی محبوس در زندان های رژیم که با اظهارات سفیر رژیم در عراق مبنی بر احتمال آزادی آنها کلیک خورد که با نمایشات کذایی محاکمۀ دو زندانی آمریکایی در تهران ادامه یافت.
2 – طرح جدید روسیه معروف به طرح گام به گام برای حل مسئله اتمی رژیم که در رابطه با آن حاکمان فریبکار جمهوری اسلامی با القای این موضوع که اینبار رویکرد مثبتی نسبت به این طرح دارند، این پیام را به طرف آمریکایی رله کردند که با خارج کردن مجاهدین از لیست، فضای مثبت بوجود آمده را خدشه دار نکنند..
3 – موضوعات مربوط به دخالت رژیم در سوریه و عراق. که فرعی تر از دو ترفند فوق بود. هر چند که می توان سفر حکمران قطر به تهران و مذاکراتش با احمدی نژاد پیرامون مسئلۀ سوریه را در همین راستا بررسی کرد.
پیام اصلی این در خواست نامه ها؟
در این میان سرمایه گذاری کلان رژیمی که لیستی بلند بالا از ارتکاب جنایات هولناک بر علیه آزادیخواهان ایران در کار نامۀ سیاه خود دارد، برای تاثیر گذاری بر روند تصمیم آمریکا در جهت ابقای نام خصم قسم خوردۀ خود در لیست تروریستی، کاملآ قابل فهم است. همچنین اقدامات بی وقفه و سرمایه گذاری های مجاهدین که برای سرنگونی رژیم حاکم بر ایران تلاش می کنند نیز برای خروج نام شان از لیست تروریستی آمریکا قابل توضیح است. اما اینکه گروهی که ادعا می کند از پوزیسیون به اپوزیسیون رسیده است، همصدا با شرکای حکومتی سابق خود، با در خواستنامه های مستقیم و غیر مستقیم خود از دولت آمریکا خواستار حذف رقیب سیاسی خود بشود، پیام سیاسی روشنی دارد. پیامی که نشان از اشتهای وافر جریان مذکور در نابودی مجاهدین، بویژه مجاهدین مستقر در اشرف بدست آدمکشان نوری مالکی در عراق از طریق فراهم شدن مقدمات آن توسط دولت آمریکا دارد. بهمین دلیل از مواضع اتخاذ شده از سوی این 37 تن و سایت کلمه و شرکاء بوی خون و خشونت و نفرت به مشام میرسد.
این موضعگیری ها و وارد آوردن اتهام بی پایۀ تروریست بودن مجاهدین، طبعا باعث رسوایی این افراد و جریان سیاسی مذکور خواهد شد،
1- به دلیل غیر قانونی بودن اتهامی که از هیچگونه پشتوانۀ قانونی و دلیل و مدرک محکمه پسندی بر خوردار نیست. حال اینکه چند دادگاه معتبر در اروپا و آمریکا بر عدم مشروعیت این حکم سیاسی که از شروط رژیم برای شرکت اش در مذاکرات اتمی با کشورهای غربی بود، رای داده اند.
2- به دلیل غیر انسانی بودن آن که در سطور فوق توضیح داده شد.
3- به دلیل ماهیت ضد ملی بودن آن. چرا که یک اپوزیسیون ملی و مردمی برای تضعیف و حتی مبارزۀ قدرت با رقیب اش، هیچگاه خواهان حذف رقیب به دست قدرت های خارجی نمی شود. چه کسی بجز ملت ایران میتواند حکم صادر کند که منُتخبین آیندۀ شان که از صندوق های رای باید تعیین شوند چه کسانی خواهند بود.
4- به دلیل غیر اخلاقی بودن آن. معمول است که شخصیت ها و جریانات سیاسی موجه و مسئول همواره در تلاش اند که تشکل های مسلح و شبه نظامی موجود در جهان را تشویق کنند که در حد امکان، مطالبات خود را از راه های مسالمت آمیز و از طریق گفتمان سیاسی با طرف مقابل شان دنبال کنند. نمونۀ بارز اش را در ایرلند شمالی و بعضی دیگر از نقاط جهان دیده ایم. حال آیا امضا کنندگان درخواستنامۀ مورد بحث و اصلاح طلبان وطنی! با این همه ادعایشان در حیطۀ حقوق بشر و دمکراسی و پلورالیسم و عدالت اجتماعی در مسیر فوق عمل کرده اند؟
آیا از چنین مواضع غیر اخلاقی ای نمیتوان به این نتیجه گیری رسید که آرزوی قلبی این جمع دیدن سازمان مجاهدین در هیئت یک تشکل تروریستی است تا سازمانی که برای رفع ستم ظالمانه ای که بیش از 10 سال بسختی و با صبوری آنرا بدوش کشیده است، به قانون و شیوه های مدنی پناه برده است؟
آیا نمیتوان به این نتیجه رسید که مطلوب این جمع اینست که بشنوند، مجاهدین خسته و نا امید از در آوردن نامشان از لیست تروریستی، چون رژیم و یا راهزنان سومالیایی به شیوه های ضد انسانی گروگان گیری و باجگیری روی آورده اند، تا تلاش های بی وقفۀ سیاسی و دیپلوماتیک کنونی شان برای برخورداری از حمایت های سیاسی نمایندگان مردم در سراسر جهان.
آیا از چنین مواضع غیر اخلاقی ای نمیتوان به این نتیجه گیری رسید که آرزوی قلبی این جمع دیدن سازمان مجاهدین در هیئت یک تشکل تروریستی است تا سازمانی که برای رفع ستم ظالمانه ای که بیش از 10 سال بسختی و با صبوری آنرا بدوش کشیده است، به قانون و شیوه های مدنی پناه برده است؟
آیا نمیتوان به این نتیجه رسید که مطلوب این جمع اینست که بشنوند، مجاهدین خسته و نا امید از در آوردن نامشان از لیست تروریستی، چون رژیم و یا راهزنان سومالیایی به شیوه های ضد انسانی گروگان گیری و باجگیری روی آورده اند، تا تلاش های بی وقفۀ سیاسی و دیپلوماتیک کنونی شان برای برخورداری از حمایت های سیاسی نمایندگان مردم در سراسر جهان.
لازم به توضیح است که روی سخن این نوشتار مُشتی لابی دون صفت و مردم فروش نیستند که سالهاست که مشغول تیز کردن دشنۀ حکومتگران تهران بوده و هستند. با عناُصر رنگ عوض کرده ای هم که دست در خون جوانان وطن داشته اند و یا از به خاک افتادن شان همواره ابراز شادمانی کرده اند نیز ما را کاری نیست. بلکه روی سخن با کسانی است که هنوز ظرفیتی برای شنیدن حرف حساب دارند و قادر به ابراز آزادانۀ نظراتشان با شیوه های دمکراتیک و استفاده از موهبت آزادی بیان هستند. کسانی که مایلند نقش مثبت و سازنده ای در صحنۀ پیچیدۀ سیاسی ایران و مسایل مربوط به اپوزیسیون در جهت رهایی مردم خود ایفا کنند.
و اما سئوال آخر اینکه:
براستی اگر مجاهدین چون حاکمان تهران، تروریست و آدمکُش بودند، هیچیک از شمایان شهامت نوشتن و علنی کردن چنین در خواست نامه ای را همراه با اسم و رسم واقعی تان میداشتید؟
به دنبال پاسخ تان نیستیم. فقط کافیست که پاسخگوی وجدان تان باشید و بس.
براستی اگر مجاهدین چون حاکمان تهران، تروریست و آدمکُش بودند، هیچیک از شمایان شهامت نوشتن و علنی کردن چنین در خواست نامه ای را همراه با اسم و رسم واقعی تان میداشتید؟
به دنبال پاسخ تان نیستیم. فقط کافیست که پاسخگوی وجدان تان باشید و بس.
سعید اطلس
لندن – 26 اوت 2011 مطابق با 5 شهریور 1390
لندن – 26 اوت 2011 مطابق با 5 شهریور 1390
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen