04 Oktober 2009

بالندگی حرکت های انقلابی در پرتو ریشه داری و اصالت ‏مجاهدین



محال است کسی کمترین اطلاع از مسائل سیاسی ایران داشته باشد و ‏این ادعای جانیان حاکم بر ایران مبنی بر "پایان کار مجاهدین" را نشنیده ‏باشد. حتی در شرایطی که عوامل سرکوبی و شکنجه مردم در وحشت از ‏مجازات انقلابی به دست رشیدترین فرزندان انقلابی خلق شب ها را در بیت ‏العنکبوت های حفاظت شده سر می کردند، باز هم دستگاه عریض و طویل ‏تبلیغاتی رژیم خبر از متلاشی شدن بیش از 95درصد از تشکیلات مجاهدین ‏را می دادند.‏
البته برای آنانی که آشنا به مسائل پایه ای سیاسی هستند، شدت تبلیغات ‏دیوانه وار و افسار گسستن ملایان از قضا گواهی بر قدرت و توانمندی ‏مجاهدین بوده و هست. چرا که در غیر این صورت اصولا نباید در شآن و ‏جایگاه یک رژیم با ثبات و قدرتمند باشد که حجم وسیعی از کار تبلیغی یومیه ‏خود را معطوف به دشمنی سازد که به زعم آن کاملا متلاشی شده، فاقد ‏پایه اجتماعی است و به تبع آن بطور قانونمند نباید نقشی در تحولات ‏سیاسی کشور داشته باشد.‏
نیم نگاهی به روند تحولات سیاسی ایران اما نشان از حکایتی دیگر دارد. ‏
از فردای پیروزی انقلاب ضد سلطنتی و منطبق با قوانین حاکم بر علم ‏الاجتماع انقلابی خمینی که می رفت با دجالگری خاص آخوندی جایگاه ‏آسمانی برای خود ذخیره کند با امواج آزادی خواهی نسلی مواجه گردید که ‏در پرتو هدایت بی بدیل معلم کبیر خود مسعود تا به امروز همچنان به ‏کابوسی برای رژیم تبدیل گردیده است. فارغ از هرگونه برخورد احساسی و ‏تنها از منظر یک تحلیل سیاسی واقع گرایانه کنکاش پیرامون سئوال زیر می ‏تواند برای هر ناظر بی طرف در شناخت جامعه ایران و عناصر و آکتورهای ‏اصیل و تعیین کننده روند اوضاع سیاسی آن حائز اهمیت باشد.‏
‏ سئوال مرکزی این است که دلیل حساسیت هراس آلود رژیم از مجاهدین را ‏در کجا باید جستجو کرد؟ ‏
برای پاسخ به این سئوال باید توجه داشت که نابودی مجاهدین همواره در ‏رآس برنامه های سرکوب گرانه رژیم بوده و هست. به یاد داشته باشیم که ‏ابعاد وحشیگری که رژیم در سرکوبی مجاهدین به کار گرفته است در تاریخ ‏ایران کم نظیر بوده است. رژیم اساسا استراتژی دستگاههای امنیتی اش را ‏با هدف نابودی مجاهدین پی ریزی نمود. از طرفی دیگر یک پارامتر ثابت در ‏محاورات سیاسی اش با طرف حساب های خارجی همیشه مقوله مقابله با ‏مجاهدین می باشد. نکته قابل توجه دیگر اینکه ابعاد ضربات وارده به ‏مجاهدین نسبت به گروههای مخالف رژیم غیر قابل قیاس می باشد.‏
اما یک واقعیت انکار ناپذیر همچنان در صحنه سیاسی ایران می درخشد که: ‏وجود مجاهدین مترادف است با مرگ آخوندهای حاکم بر ایران. چرا؟ به باور ‏من اصالت و ریشه داری عمیق مجاهدین در بطن تاریخ و جامعه ایران است ‏که به مثابه موتور محرکه در شکل دادن به حرکت های انقلابی و ترقی ‏خواهانه نقش ایفا می کند. مجاهدینی که به اصلی ترین انتظار مردم و ‏تاریخ یعنی ایستادگی صادقانه و با گذشتن از همه چیز خود پاسخ مثبت ‏داده اند. این است عنصری که تحرکات دجالگرانه راه حلهای ارتجائی را کنار ‏زده و جنبش را در مسیر ترقی خواهانه اش هدایت می کند. در کادر این ‏نگرش است که می توان لرزه ای که در نتیجه حکم تاریخی دادگاه انگلیس ‏بر پیکر فرتوت رژیم ولایت سفیانی وارد شده را ارزیابی و درک کرد. رژیم به ‏خوبی می داند که شیشه عمرش در دست چه کسانی است و از همین ‏روست که با تمام تلاش و صرف هزینه های نجومی و بکارگیری آلت فعلهای ‏مصرف شده خود سعی در شیطان سازی از مجاهدین دارد تا شایدپیوند ‏ناگسستنی آنها را با خلق محبوبشان مخدوش سازد. زدودن برچسب بی ‏شرمانه تروریستی از چهره مطهر مجاهدین قطعا با تعرض انقلابی ‏مجاهدین به رژیم و هدایت حرکت های اعتراضی در داخل کشور ضریب ‏میخورد، امری که نتیجه محتومش سرنگونی جانیان قرون وسطائی حاکم بر ‏کشورمان می باشد. ‏
اما اگر پرسیده شود که در این زمانه وانفسا که نه تنها اندیشه های انقلابی ‏بل ارزشهای انسانی نیز در معرض ایلغار بورژوازی رو به افول هستند خود ‏مجاهدین دینامیزم و پتانسیل ایستادگی شان را از کجا دریافت می کنند؟ ‏باید به دور از هرگونه نگاه احساسی به این حقیقت اعتراف کرد که این منبع ‏چیزی نمی تواند باشد به جز عنصر رهبریت ذیصلاح، رهبریتی که وجه ممیزه ‏آن با سایر مدعیان در فدای بی کران و صداقت بی انتهای آن نهفته است، ‏عاملی که نقطه وصل هر عنصر صادق اجتماعی با انقلاب و رویکرد انقلابی ‏است. عاملی که در سهمگین ترین شرایط تاریخی پایداری و ایستادگی ‏گنجینه ملی تاریخ ایران زمین یعنی شیرزنان و کوه مردان اشرف را تضمین ‏می کند که خود ضمانتی برای پیروزی محتوم خلق می باشد.‏
اشتوتگارت   21/5/2008 ‏
حسین یعقوبی

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen